,

پیامدهای تکفیر در جامعه

image_1483886539_30850629

در غالب موارد تکفیر دیگران و حب برتری جویی،به ایجاد قواعد جدید وشانه خالی کردن از مفهوم قواعد ونصوص دینی می انجامد.

قائلان تکفیر هنگامی که دیگران را بطور عمدی یا غیر عمدی تکفیر می کنند، مرتکب اشتباه بزرگی می شوند .ازجمله قواعد جدیدی که تکفیری ها تاسیس کرده اند این است که هیچ اجتهاد وتاویلی وجود ندارد و هیچ کسی بخاطر جهلش معذور نیست

بر هیچ کسی پوشیده نیست که مساله تکفیر مخالف،از بدعت های خوارج بود.خوارج با این پنداشت به تکفیر حضرت علی ومعاویه و دو حکم-ابوموسی اشعری و عمرو بن عاص  و هرکس که به حکمیت راضی بودند پرداختند.(الفرق بین الفرق ص55)

خوارج حضرت کرم الله وجهه را مرتد وکافر بشمار آوردند. زیرا ایشان بجای خداوند انسان را حکم قرارداده بود. امام احمد بن حنبل معتقد بود که تارک نماز کافر است. اما امام شافعی برخلاف ایشان قول فتوا داده است. ولی با این وجود احمد بن حنبل هرگز امام شافعی را متهم به انحراف دینی و اعتقادی نکرده است.
احمد بن حنبل به حدیث نقل شده از پیامبر (بنا به روایت بخاری ومسلم:حد فاصل انسان وشرک ،ترک نماز است) استناد کرده و قواعد و اصول را تطبیق داده است. اما با این حال مسلمانان را بخاطر مخالفت فکری ونظری یا ارتکاب گناه .مگر آن که گناهکار گناه را حلال بداند تکفیر نمی کرد.
اسلام فقط بر اساس بینه ودلیل حکم صادر می کند .بینه ودلیلی که پیامبر آن را این گونه توضیح می دهد:”مگر آنکه کفرش آشکاری ببینید در مورد آن،برهان ودلیلی از سوی پروردگارداشته باشید” ونیز این قول پیامبر اکرم که می فرماید :”آیا قلبش را شکافتی تا بدانی آیا واقعا کلمه توحید را گفته است یا خیر؟ ومن مامور شکافتن دل مردم نیستم تا حقیقت آنچه در دلشان می گذرد را بدانم.” این احادیث توسط امام مسلم روایت شده است.
محکومان افراد امت اسلامی را نمی توان کافر دانست. مگر اینکه قول یا عملی از آنان صادر شود که بر عدم رضایت آنها از حکم پروردگار دلالت کند.اعتقاد داشتن به کفر افراد جامعه بدون شک جوانان را بسوی ارتکاب اعمالی می کشاند . مجازات آن اعمال طبق قانون مجازات یا زندان یا اعدام است و دولت از طرفی در اجرای بعضی قوانین معذور است و جامعه را با مشکلات بی شماری مواجه می سازند .هدف از تالیف این مقاله بررسی آثار دنیوی مسائل تکفیر است نه احکام اخروی .
از جمله آن مشکلات اعتقاد تکفیری ها به اینکه هر کس مخالف اعتقاد خودشان باشد مرتد است و خون ومالش حلال و مباح است. طبق قانون مجازات هرکسی مرتکب این جرم قتل شود ،مجازاتش اعدام است. حال آنکه تکفیری ها معتقدند با ارتکاب این عمل قتل در نزد خداوند ماجور می باشند. زیرا حکم اسلام را اجرا کرده اند.
از دیگر پیامدهای منفی اعتقاد به کفر جامعه ،اقدام برخی از تکفیری ها به تزویج مادران یا خواهران غیر مطلقه خود است با این ادعا که شوهران شان کافرند.نمونه مشهور آن ،اقدام سعید محمد عبدالرحمن عبدالجواد، سعید در روستای دفنو از توابع شهرستان اطسا در استان قیوم است .نامبرده پس از اینکه مادرش –دختر شیخ احمد محمد عبد-را قانع کرد که شوهرش –پدر مذکور –کافر است اورا با خودش به مصر برد وبدون آنکه مادرش طلاق داده شده باشد به عقد یکی از همفکرانش درآورد.(الحکم وقضیه تکفیر المسلم ص131)
این عمل طبق قانون مجازات جرم محسوب می شود. زیرا طبق قانون مجازات،زنا بشمار می رود و زن نیز به دلیل اینکه ادعا کرده خالی از موانع فرعی ازدواج است، با آن که در عصمت شوهر دیگری بوده است فریبکار وکلاهبردار شناخته می شود. حال آن که طرفداران این اندیشه تکفیر معتقدند که کفر شوهر-پدر سعید مستلزم فسخ عقد ازدواج است و نیازی به درخواست طلاق از سوی دادگاه نیست.
ازدواج جوانان تکفیری با زنانی که شوهر دارند،درجامعه باعث ایجاد تنش وهرج ومرج و اختلاط انساب را به ارمغان می آورد.علاوه بر آن ،اعتقاد به کفر مخالفین با وجود اظهار اسلام توسط آنان،مخالف اصول وقواعد مقرر وثابت در قران وسنت است.
آیا زندانی و بازداشت کردن راه درمان این مشکل است؟ یا صدور بیانیه رسمی از سوی مسئولان حکومتی؟… تنها راه درمان درگیری این معضل آن است که فرهیختگان ودانشمندان با این گونه افراد وجوانان وارد مباحثه وگفتگو شوند و بدین ترتیب با آشنا کردن آنان به احکام صحیح اسلامی ،که مورد اتفاق امت بعد از فتنه خوارج است،راه بازگشت شان هموار گردد.
انحرافات فکری و اعتقادی مذکور در گذشته نیز وجود داشته اند. اما به وسیله دادگاه ها یا بازداشت ها تحت پیگرد ومورد آزار و شکنجه قرار دادن چاره اندیشی ودرمان نشدند .بلکه فقط از خلال گفتگوی مطمئن وسازنده توسط آن دسته از افراد و دانشمندان مورد قبول جوانان برطرف ودرمان گردیدند. همانگونه که شیوه خلیفه عادل ،عمر بن عبدالعزیز در قبال خوارج همین بود و تنها راه تبیین وتوضیح حکم پروردگار با این جوانان همین است.
امیدواریم جوانان اهل تکفیر این مسئله مهم را مدنظر داشته باشند که حتی اگر به ارتداد پدر یا مادرشان اعتقاد داشته باشند ،حق کشتن آنها را ندارند .زیرا اجرای حدود و آن هم بعد از توبه دادن شخص مرتد،با شروط مقرر شرعی،جزو وظایف حاکم اسلامی است و پیامبر اکرم بدین دلیل که حکومت در دست ایشان نبود ، حدود را در مکه اجرا نکردند .هنگامی که فرزند عمر رضی الله عنه ،هرمزان مستحق قتل را بخاطر کشتن امیرالمومنین عمر را کشت بسیاری از صحابه خواستار اجرای حد بر عبیدالله بن عمر شدند وفقط فتوای عمرو بن عاص مبنی بر اینکه عبیدالله در زمانی که مسلمانان حاکم نداشتند انتقام پدرش را گرفته است،او را از قصاص نجات داد.(تاریخ طبری ج4 ص240)

به هرحال مسئولیت ما صادر کردن حکم کفر و حکم ایمان علیه افراد و حاکمان ومحکومان نیست،وظیفه ما دعوت است نه قضاوت.

منابع:
1- الفرق بین الفرق ،ص 55
2- الحکم وقضیه تکفیر المسلم ، ص 131
3- تاریخ طبری ،ج 4 ص 240

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *