,

بسترهای پیدایش و رشد اندیشه تکفیر

daech-720x340

دنیای اسلام پس از رحلت پیامبر اکرم «صلی الله علیه و سلم» به تحولات و چالش های بزرگی گرفتار شد که هر کدام ضربه های شکننده و خسارتهای جبران ناپذیری بر اسلام و پیکره امت مسلمان وارد ساخت و آثار بسیار زیان باری را از آن زمان تا امروز برای جامعه اسلامی بر جای گذاشت.

تکفیر افراد مومن و مسلمان در زبان و قلم یک عده مسلمان بد فهم و کج اندیش، پدیده نامبارک و ناهنجاری دیگری است که از قرنها پیش در میان مسلمین حادث و ظاهر شده و از بدو ظهور تا کنون استمرار یافته و با گذشت زمان توسعه و رشد بیشتری پیدا کرده و امروز به اوج خود رسیده است تا جایی که صاحبان اندیشه تکفیر (مانند  داعشی ها و امثال آنها ) به عنوان گروه های تکفیری شهرت یافته و ذهن و فکر جهانیان را به خود مشغول ساخته و براساس همین اندیشه ی نا پاک به قتل و کشتار بی رحمانه مومنین و مسلمانان بی گناه، زنان بی دفاع و کودکان معصوم دست زده و فجایع بزرگی از خود به یادگار گذاشته و درصفحات تاریخ ثبت نمودند و لذا پدیده شوم تکفیر مومنین و افراد مسلمان ونیز گروه های تکفیری از چالش های بزرگ جهان اسلام و دنیای امروز ماست از این جهت به نظر می رسد بحث درباره اندیشه تکفیر و بستر های پیدایش و رشد آن از اهمیت فراوانی برخوردار می باشد ، زیرا شناخت زمینه و علل پیدایش و رشد این پدیده خطر ناک برای شناخت خود آن و جلوگیری از گسترش و نابودی آن بسیار گره گشا و موثر می باشد. از اینجاست که ضرورت بخث در مورد بسترها و عوامل پیدایش و رشد اندیشه تکفیر نیز بیش از پیش برای ما روشن می گردد بنابراین در نوشته حاضر سعی و تلاش شده تا بستر ها و یا عوامل پیدایش و رشد اندیشه تکفیر مورد شناسایی قرار گرفته و برای سوالات اصلی و فرعی مساله پاسخ های مستدل، منطقی و مستند با محوریت آیات، روایات و گزارشهای تاریخی ارائه گردد.

تعریف تکفیر:

اولین سوالی که اینجا مطرح می شود این است که تکفیر یعنی چه و معنی و تعریف آن چیست؟

در پاسخ به پرسش فوق می گوئیم تکفیر از کفر گرفته شده است لذا برای روشن شدن معنی و تعریف آن ابتدا باید معنی کفر را دانسته و مورد بررسی قرار دهیم.

برای کفر چند قسم معنی در کتب لغت و کلام ذکر کرده اند که می توان آنرا به شرح زیر بیان نمود:

1-کفر لغوی:

کفر لغوی عبارت است از ستر و پوشاندن[2].

2-کفر اصطلاحی:

یعنی آنچه که کافر (شخص متصف به صفت کفر) را از شریک شدن با مسلمین در جمیع احکام مختلف به آنان، منع می کند [3]البته متکلمین با توجه به معانی متعدد و متفاوتی که برای ایمان گفته اند در مورد معانی اصطلاحی کفر اختلاف جدی دا رند و هر یک معانی خاصی را برای ان بیان کرده اند که ما نیازی به ذکر انها در اینجا نمی بینیم [4].

3-کفر شرعی:

کفر شرعی عبارت است از آنچه که مخالف و ضد ایمان باشد[5]

ابن حزم در تعریف کفرشرعی می گوید:«… ان الکفر فی اللغه :التغطیه و…، ثم نقل الله تعالی اسم الکفر فی الشریعه الی جحد الربوبیه و جحد نبوه نبی من الانبیا صحت نبوته فی القرآن ، او جحد شیأمما اتی به رسول الله صلی الله علیه وسلم مما صح عند جاحده بنقل الکافه او عمل شیء قام البرهان بان العمل به کفر»[6]

کفر در لغت به معنای پوشاندن است… پس خدای تعالی  آنرا در شریعت از معنای اصلی اش منتقل کرده به انکار ربوبیت و نبوت نبی از انبیا الهی که بر نبوتش در قرآن صحه گذاشته است، یا انکار چیزی که رسول خدا صلی الله علیه وسلم آورده و صحت آن نزد منکر به نقل عامه مسلمین یا علمای اسلام،ثابت می باشد. یا انجام کاری که برهان قاطع اقامه شده بر اینکه انجام آن عمل کفر است.

به این ترتیب معنای کفر از نظر لغت ، اصطلاح و شرع روشن شدو از همین جا معنی و تعریف تکفیر نیز معلوم می شود به این بیان که لغت شناسان و برخی پژوهشگران در تعریف تکفیر کلمه کفر را گنجانیده اند و این حاکی از آن است که معنای آن نیز در تعریف تکفیر لحاظ شده است چنانکه یکی از پژوهشگران معاصر می گوید:

«التکفیرتفعیل من الکفر یقال کفر فلانا تکفیرا: ای نسبه الی الکفر، فهو نسبه احد من اهل القبله الی الکفر»[7]

تکفیر از باب تفعیل از کفر گرفته شده است چنانکه گفته می شود فلان شخص را تکفیر کرد یعنی به او نسبت کفر داد پس تکفیر عبارت است از اینکه به یکی از اهل قبله (مسلمان) نسبت کفر داده شود

ابن منظور نیز در تعریف تکفیر می گوید:

«یقال لا تکفر احدا من اهل قبلتک ای لا تنبسهم الی الکفر ای لا تدعهم کفارا و لا تجعلهم کفارا بقولک و زعمک» [8]

اینکه گفته می شود هیچ (مسلمان )و اهل قبله ات را تکفیر نکن به این معنی است که به آنها نسبت کفر نده و آنها را کافر نخوان و با سخن و پندارت ایشان را از کافران قرار نده. [9]

ابن اثیر نیز تکفیر را به معنای نسبت دادن صفت کفر به اهل قبله و مسلمان دانسته می گوید:«لا تکفر اهل قبلتک» ای لا تدعهم کفار بقولک و زعمک »

معنای این جمله که اهل قبله ات را تکفیر نکن ،این است که مسلمانی را در سخن و پندارت کافر نخوان. و صاحب لسان السان نیز از تکفیر همین معنی را اراده کرده می گوید:«اکفرت الرجل :الی دعوته کافراو کفر الرجل نسبه ال الکفر»[10]

نتیجه:

نتیجه بحث در باب تعریف تکفیر این است که: تکفیر عبارت است از نسبت دادن صفت کفر به فرد یا افراد مسلمان چه این نسبت با قول و سخن باشد و یا پندار و اعتقاد و گمان.

بنا براین کسی که حقیقتی مانند وجود خدا،یا رسالت پیامبر صلی الله علیه و سلم و یا روز رستاخیز را می پوشاند می توان او را تکفیر کرد و به او نسبت کفر داد و نیز به کسی که در هیچ یک از احکام مربوط به مسلمین سهیم و شریک نیست می توان نسبت کفر داد کما اینکه منکر ربوبیت و رسالت انبیا الهی و ضروریات شریعت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را نیز می توان تکفیر کرد و به او نسبت کفر داد.

[2][2]الکاف و الفاء واسراء اصل صحیح یدل علی معنی واحد و هو الستر والتغطیه: معجم مقایس اللغف ج5، صـ 191. الکفر فی اللغه الستر و التغطیه:مصباح المنیر صـ 535، ماده کفر، لسان العرب، ج5، صـ 146، صحاح، ج2، صـ 807، الفصل فی الملل ولاهواءو النحل، ج2، صـ 233و لسان واللسان، ج2، صـ 466.

[3]برای اطلاع از معانی متعدد اصطلاحی کفر به العقیده الاسلامیه ، صـ710-711 مراجعه شود.

[4]العقیده الاسلامیه و مذاهبها،الدوری، الاستاذ الدکتورقحطان عبد الرحمن، بیروت،صـ 710:« هو عباره عن ما یمنع الکافر ( و هو المتحف بالکفر من الادمیین) عن ان یساهم المسلمین فی شی من جمیع الاحکام المختلفه بهم»

5معجم مقایس اللغه،ج5، صـ 191:« والکفر ضد الایمان سمی لانه تغطیه الحق»، العقیده الاسلامیه ومذاهبها، صـ 710: «هو خلاف الایمان عند کل طایفه »کفر نزد تمام طوایف مسلمین عبارت است از خلاف ایمان. و النهایه فی غریب الحدیث و الاثر ، ج 4، صـ 186.

[6]الفصل فی الملل و الاهواء و النحل ج2، صـ 233.

[7]التکفیر عند جماعات العنف المعاصره ،ابراهیم بن صالح العاید،صـ14

[8]لسان العرب،ج 5 صـ146

[9]النهایه فی غریب الحدیث ،ج 4 صـ185

[10]لسان السان،عبد الله علی منها،ج2،صـ466

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *