,

اسلام و نفی خشونت و افراط گرایی(بخش دوم)

b_0_0_0_10_images_jamnewsimage11145510

کافر خواندن و مرتد شمردن امت، زمینه های بدگمانی را – چنان چه شاهد هستیم- فراهم می آورد، و مردم به این نیروهای مخلص، اعتماد نمی کنند، و آنان را نه اینکه حامی بلکه دشمن می پندارند. بدین ترتیب شکاف های عمیقی میان آنان و مردم ایجاد می شود که اصلاً پرشدنی نیست.

طبیعی است هنگامی که پل های ارتباطی با توده ها منقطع گردید نمی توان آنان را برای ایجاد تحول، دگرگونی و اصلاح بسیج کرد. همین امر آنان را به حاشیه می راند و اثرگذاری خود را بر مردم از دست می دهند. از سوی دیگر افراط گرایی این امکان را برای دشمنان قسم خورده اسلام فراهم می آورد که خیلی راحت – چنانچه شاهد هستیم- با نفوذ و رخنه در میان رجال سیاست، و اندیشمندان امت و با تقسیم مسلمانان به دو جناح “میانه رو و تندرو” بیداری اسلامی را از بین برند و برای رسیدن به مقاصد شوم خود در اکثر مواقع، خیلی از دولت های مسلمان را هم با خود همنوا سازند؛ تا به اصطلاح آنها در جنگ با تروریسم مشارکت داشته باشند.

البته ما که گفتیم ” میانه رو و تندرو” طبق تفسیری که مورد نظر آنان است؛ و منویاتی که آن را دنبال می کنند، هرچند به صراحت آن را بر زبان نرانند. آری مسلمانانی که به ذلت و سرسپردگی تن در دهند، و ذخایر سرزمینی و زیرزمینی خود را در اختیار آنان بگذارند میانه رو هستند و دیگرانی که از روحیه مقاومت در مقابل جاه طلبی و برتری جویی آنان برخوردار باشند، و به دفاع از میراث گران بهای اسلامی بپردازند افراطی و تندرو محسوب می شوند؛ چون ذلت را نمی پذیرند.

اعتدال و میانه روی طبق تفسیری که ما برایش قایل هستیم از بطن شریعت اسلام و سرشت حکمت آمیز او برمی خیزد و پیروان خود را هم بدان فرا می خواند.

بنابراین چنین وضعیتی می طلبد که از جهتی، زمینه اعتماد توده ها با تعدیل مواضع و بازنگری در اندیشه و اصلاح تفکر، و بازگشت به فکر اصیل اسلامی فراهم شود. و از سوی دیگر نهایت تفکر و تعقل را باید به کار گرفت و با ژرف اندیشی به اتخاذ استراتژی های محکم و متقن و موفقیت آمیز مبادرت شود؛ تا شکاف های موجود میان نیروهای مختلف ترمیم و سیاست تفرقه افکن انقسام گر، استعمارگران که نیروهای ملی را رودرروی هم قرار می دهند عقیم گردد.

ما مسلمانان باید به مانند مغرب زمین، به تشکیل یک اتاق عمل، و ستاد تصمیم گیری همت گماریم که در ” جنگ فکری” با کمک گرفتن از سیاست های حکیمانه ای که از بطن کلام خدا و سنت رسول الله(ص) می توان استخراج و استنتاج کرد، و تجربه های کلانی که از تاریخ دور و نزدیک اصطکاک نیروهای مختلف، و نهضت های اصلاح گر پیش روی ما هست می توان آن را مغلوب و کیش و مات ساخت. جا دارد در اینجا به یکی از احادیث نبوی اشاره کنیم که در عین اینکه ویژگی های فرد مؤمن را برمی شمارد می توان آن را به مثابه چراغ روشنی قرار داد که مؤمنان را در مسیر حرکت رو به جلو یاری می رساند. ایشان می فرمایند:

المؤمن کیّسٌ فطنٌ حذرٌ و قافٌ متثبّتٌ لا یعجّل عالمٌ قطٌّ…

فرد مؤمن عاقل، باتدبر و بیدار، دارای احتیاط پرحوصله و عجله نمی کند. فرد دانا هیچ گاه عجله نمی کند.

تعمق در خصوص این گفته گران بها ی نبوی، و دیگر فرمایشات مشکل گشایش، ما را بر این می دارد که در شرایط بحرانی این چنینی، نهایت درایت و تأمل خود را به کار گیریم و با بیداری و هوشیاری کامل مرحله گذار از این بن بست فعلی در کشورهای اسلامی که توجه چندانی به گفتمان مسالمت آمیز و غنی سازی پروژه ی اصلاحات نمی شود، و به جای آن شاهد خشونت سیاسی هستیم را آغاز کنیم.

به طور مثال در این برهه ی حساس زمانی ما نیازمند این هستیم که هرچه زودتر زمینه های تفاهم و تعامل را میان طیف های متعددی که در بطن جوامع اسلامی مشغول فعالیت هستند فراهم آوریم، و گفتمان ملی را موضوعی استراتژیک تلقی کنیم. به جای تعمیق شکاف و دامن زدن به بدگمانی و بی اعتمادی خلأها را پر کنیم، و اعتماد و اطمینان و اتکا به یکدیگر را به پیکر متفرق امت تزریق کنیم و در ایجاد اتحاد و همدلی کوشا باشیم. و در اراده ی اولیه ای که برای دمکراتیزه کردن نهادها و مؤسسات دولتی و غیردولتی ایجاد شده است، مشارکت فعال و غنی کننده داشته باشیم.

این را باید عین فطانت و کیاستی که پیامبر بزرگ اسلام(ص) متذکر می شود قلمداد کنیم. از راه تقریب و تعامل می توان به تشکیل یک جبهه ی واحد و منسجم امیدوار بود که دستان دشمن طماعی که به ثروت و سرزمین ما چشم دوخته است و می خواهد فرهنگ، دین، آداب و سنن اسلامی ما را به اضمحلال و نابودی کشاند و بر ویرانه های آن، مکتب بدون محتوا و فرهنگ فرومایه ی خویش را بنیان نهد، قطع گردانیم. این مهم، باید با احتیاط کامل همراه شود، و با حوصله ی سرشاری آمیخته گردد که به جای ترویج فرهنگ تکفیر، تفسیق، تنگ نظری و خشونت، فرهنگ محاوره، مشاوره، تسامح و تعامل و سعه صدر را ترویج دهیم، و با اتخاذ مواضع واقع بین حکمت آمیز که ریشه در عمق شریعت دارند از مواضع انفعالی، احساسی و سطحی نگر جداً پرهیز شود.

بنابراین بخش پایانی حدیث که می فرماید: «لا یعجلّ عالم قطٌّ» به ما کمک شایانی می کند که بگوییم: در ابزارهای تحقق گر، نظام عدالت محور، و پیشرفت آور اسلام باید ژرف نگری بیشتری صورت گیرد. و با توجه به فهم مقاصد استراتژیک شریعت در اصلاح جامعه، به بارورتر کردن اندیشه های اصلاحی مبتنی بر نصوص قرآنی و متون صحیح آموزه های قوی پرداخته شود؛ زیرا غنی سازی در اندیشه و روش، روند اصلاح و تغییر را تسریع می بخشد، و خیر آن فراگیر و جامعه شمول خواهد شد. هنگامی که اندیشه اصلاح شد فرد دانا، هیچ گاه عجولانه تصمیم نمی گیرد، و عجولانه هم قضاوت نمی کند، بلکه با توسل به معارف، ژرف اندیشی را پیشه می کند، و همین امر هم منجر به موفقیت صد در صد او خواهد شد.

بنابراین باید گفت که در فرهنگ دانشوران هیچ جایی برای سطحی نگری و منفعل شدن و احساسی برخورد کردن نیست، و علم عالمان آنان را به معقول اندیشی و منطقی رفتار کردن دعوت می کند.

آن دانش عالمانه ای که معرفت روش شناختی در آن به تکامل رسیده باشد و خیلی راحت موضع گیریهای نبوی متناسب با زمان ایراد بیان، و مکانی که در آن به اتخاذ موقف پرداخته تشخیص داده شود اینجاست که خطاب به برادران افراطی خواهیم گفت: اخلاصی که با تخصص در علوم و معارف عمیق دینی توأم نگردد نه تنها هیچ منفعتی برای امت دربر نخواهد داشت، و هیچ موفقیت و دستاوردی را برایش به ارمغان نمی آورد؛ بلکه به نتایج معکوسی هم می انجامد. پس استدلال به بعضی نصوص بدون توجه به نصوص دیگر، چنگ زدن به متشابهات و غفلت از محکمات، و رها کردن قواعد کلی شریعت، سطحی نگری در مورد برخی نصوص و قضاوت عجولانه ی فاقد معرفت روش شناسی، عواقب ناگواری – چنان چه شاهد هستیم- به بار می آورد.

در همین راستا است که پیشوایان گذشته برخوردار از معارف عمیق، همواره امت اسلامی را به فراگیری علم قبل از تعبد، و اجتهاد قبل از جهاد فراخوانده اند. تا ندانسته در دام انحراف و بحران آفرینی نیافتند. شیخ حسن بصری از طلایه داران فقه و حکمت در قرون اولیه می فرماید:

عالمان بدون عمل، همچون رهروان بدون راهند؛ که فساد چنین کسانی بیش از اصلاح آنان است. در طلب و جویای چنان علمی باشید که زیانی به عبادت نرساند، و چنان در طلب و جویای عبادت باشید که زیانی به علم نرساند؛ زیرا که گروهی بدون برخورداری از علم و دانش به عبادت پرداختند و در اثر نداشتن علم و آگاهی، علیه امت محمد(ص) شمشیر کشیدند! اگر آنان علم کافی داشتند هرگز مرتکب چنین اعمالی نمی شدند.

منبع: کتاب اسلام و نفی خشونت و افراط گرایی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *