خط سیر سلفیت

img14462550

سلفیت مکتبى است مبتنى بر بازگشت به سیره و اندیشه که به حدیث گرایى شناخته مى‌‌شود.
عمده ویژگی‌هایى این مکتب اخذ به ظواهرآیات و روایات و نفى هر گونه تفسیر و تاویل، مى باشد. این جریان فکرى در پى علل و عواملى شکل گرفت که مهمترین آنها ضایعه جبران ناپذیر از دست رفتن گنجینه احادیث پس از منع کتابت حدیث.
تلاش‌هاى معاندان و مخالفان در ترویج اسرائیلیات و خرافات، امکان بودن تمسک به ظواهر احادیث، آشنا نبودن بسیارى از سلف با علوم عقلى و حقایق عمیق اسلامى، جدال‌هاى مکاتب کلامى و ظهور افکار گوناگون و نیز پیدایش مکاتب راى و قیاس و اجتهادات عقلى است.
الف: سلفیت نخستین
پیشگامان سلفیت نخستین مالک بن انس، سفیان بن ثورى، ابن ابى لیلى، داوود بن اصفهانى، ابن مبارک اسحاق بن راهوى و حسین بن على کرابیى بودند. این دوره که همان ویژگی‌هاى فوق الذکر سلفیت را داشتند در مکتب حدیثى احمدبن حنبل به عنوان یک اندیشه و روش سامان یافته تجسم یافت. عقاید اشعرى که بعدها انجام یافت تلفیقى بود از عقاید و مکتب احمد که با نوعى عقلانیت آنرا تعدیل کرده بودند. اگر چه چالش‌هاى بین متکلمان اشاعره و دیگر مذاهب حدیث به مرور تشدید شد و به انزواى اهل حدیث و سلفیت نخستین و غلبه اشاعره منجر شد.

ب: سلفیت قرن هشتم
با ظهور ابوالعباس احمدبن عبدالحلیم معروف به ابن تمیمه و شاگردش ابن قیم جوزى در این قرن سلفیت احیاء مجدد گردید، علاوه بر عقاید و افکارات سلفیت اول، بدعت شمردن و شرک دانستن تبرک، توسل، شفاعت، زیارت قبور اولیاء، بزرگداشت موالید و وفایات، در حوزه توحید و بدعت، و… را نیز به سلفیت افزود.
ج: سلفیت جدید
سلفیت قرن هشتم که با تبعید و زندانى شدن ابن تیمیه و مردود شدن افکارش به حاشیه رانده شده بود با بروز محمدبن عبدالوهاب نجدى در قرن دوازدهم جان دوباره‌اى گرفت و این باره نیز بر گستره عقاید خود با حرام دانستن مظاهر تمدن جدید از قبیل رادیو، تلفن، قهوه، کتب منطق و بدعت شمرده آن افزود. در این دوره سلفیت با شدت بیشترى به میدان آمد و با همکارى جانب حکومت آل سعود به ترویج و تبلیغ خود همت گمارد.
عقاید وهابیت:
حافظ وهبه از نویسندگان معروف وهابى، آراء و عقاید وهابیت را در امور کلى زیر خلاصه نموده است:
۱ ـ بازگشت به کتاب خدا و سنت پیغمبرى و پیروى راه سلف صالح (صحابه پیامبر وتابعین) در فهمیدن آیات و احادیث از قبیل آیات و روایات مربوط به اعتقاد به رؤیت و اثبات جهت و جسم براى خدا و …).

۲ ـ مبارزه و جنگ با بدعت‌ها و منکرات (البته هر آنچه که خود بدعت می‌شمارند)، مخصوصاً چیزهایى که موجب شرک مى باشد از قبیل توسل، قسم به غیر خدا، و شفاعت آنان و…

۳ـ تعریف نکردن و تمجید ننمودن درباره پیغمبر و اولیاء به ویژه پس از مرگ و فقدان ارتباط ارواح آنان با این دنیا.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *