ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

images0

جریان‌های تکفیری که اخیراً در برخی کشورهای عربی، اسلامی، افریقایی و حتی اروپایی سربرآورده و گسترش یافته‌اند، تصویری از اسلام به نمایش می‌گذارند که یک تصویر مسخ شده، دروغین و سرشار از شبهات است. و تصویری است که به ردّ بیشتر اسلام از سوی دشمنانش کمک کرده و باعث می‌شود این احساس در وجود دشمنان نهادینه شود که خودشان پاک و دینشان حق، و مسلمانان نجس و اسلام باطل است!

این‌ها، نتیجه‌ی خشونت‌ورزی، تجاوز، ویرانگری، انفجار و رعب و وحشتی است که تفکیری‌ها به راه انداخته‌اند، تکفیری‌هایی که هرگز دیدگاه کسانی را که هم‌چون آن‌ها فکر نکنند، نمی‌پذیرند. و این امر باعث شده است که غیرمسلمانان تصاویری از اسلام را در تکفیری‌ها ببینند که آن را درست‌ترین تصویر از اسلام می‌شمارند در نتیجه: بیشتر از اسلام متنفر می‌شوند و از آن انتقاد می‌کنند؛ مسئله‌ای که به انتشار تصاویر توهین‌آمیز از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، تحقیر قرآن کریم، سوزاندن قرآن‌ها و تولید فیلم‌ها و رمان‌های توهین‌آمیز به اسلام و بزرگان اسلام می‌انجامد و علاوه بر این، تحریف و مسخ تاریخ اسلام و ایجاد تردید در نهادها و مؤسسات اسلامی را در پی دارد. و هم‌چنین باعث می‌شود شبهه‌هایی درباره اسلام برانگیخته و به خداوند متعال نسبت داده شود تا از گسترش و نشر دعوت اسلامی جلوگیری به عمل آید. و این خدمت بزرگی است که تکفیری‌ها به غیرمسلمانان و دشمنان اسلام می‌کنند و لذا در امر زیان رساندن به اسلام و مسلمانان به آنان بسیار نزدیک‌اند.

1. یاری خواستن استعمارگران از تکفیری‌ها

استعمارگران بهترین یاری کنندگان خویش را در جریان‌های تکفیری به منظور تحقق اهدافشان در ضربه زدن به اسلام و تفرقه گستری و اختلاف انگیزی پیدا کرده‌اند. برای آنان چیزی گواراتر از این نیست که این کار به دست خود مسلمانان انجام گیرد و آنان به جان هم بیفتند و هم‌دیگر را نابود کنند.

کینه غرب با اسلام یک دشمنی کهن است و متفکران و فیلسوفان غرب در نوشته‌هایشان از دشمنی با اسلام سخن می‌گویند و اسلام را به تحجر، تعصب و واپسگرایی وصف می‌کنند. ارنست رنان، فیلسوف سکولاریزم، درباره اسلام می‌گوید: «در اسلام سادگی وحشت‌آور اندیشه زبان‌های سامی هست که باعث کوچک شدن مغز انسان می‌شود. و در آن هیچ روزنه‌ای به روی یک اندیشه لطیف یا یک احساس رقیق و یا یک تأمل و نگرش منطقی باز نیست». (رنان: مساهمه الشعوب السامیه فی تاریخ الحضاره)

2. تکفیر و عمیق کردن کینه دشمنان اسلام

قدرت و کینه‌ی جریان مخالفِ دشمنِ اسلام با بروز و ظهور تندروی، تکفیر و خطرهای افراط‌گرایان افزایش یافته است. برخی حوادث تروریستی، مثل حادثه قتلی که در لندن اتفاق افتاد و در آن یک جوان نیجریه‌ای مسلمان، فردی بنام جندی انگلیسی را کشت و جسدش را به تصویر کشیدو رهگذران را دعوت کرد که از آن عکس بگیرند، به این جریان مخالف و ستیزه‌جو کمک کرده است.

رفتارهایی چنین، توهین به اسلام است و این گمان را در اذهان دشمنان تقویت می‌کند که اسلام دین ستمگری، زورگویی، عقب‌ماندگی، خشونت و وحشی‌گری است و برای مبارزه با آن نیز روشی جز این وجود ندارد. از این رو شروع به حمایت، پشتیبانی و مسلح کردن گروه‌های تکفیری و جهادی کرده‌اند و به آنان یاری رسانی می‌کنند تا تیرهای زهرآلودشان را متوجه جوامع اسلامی کرده و به دست خود مسلمانان این جوامع را از بین ببرند.

پشتیبانی استعمارگران از جریان‌های تکفیری

با نگاهی به نقش سفارت‌های بیگانه و به ویژه غربی و هم‌چنین برخی شهروندان این کشورها، در کشورهایی که در آن‌ها انقلاب شده، درمی‌یابیم که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی آن‌ها در این کشورها گسترش یافته و آشکار و نهان به تحریک طرف‌های درگیر می‌پردازند و در قانون‌گذاری، برنامه‌ریزی‌ها و جهت دادن به حوادث طبق نقشه‌های پلیدشان، دخالت مستقیم می‌کنند؛ و با این نگاه، تنگناها و مخمصه‌ای را که کشورهای انقلابی یا به اصطلاح بهار عربی در آن دست و پا می‌زنند، درک می‌کنیم.

عجیب است که این کشورهای داعی دموکراسی، خود از طرف‌داران دموکراسی پشتیبانی نمی‌کنند بلکه از تروریست‌ها حمایت می‌کنند تا به سان کلنگ‌هایی باشند که اسلام را از درون منهدم می‌کنند. و دلیل آن، این سخن است که تروریست‌ها سربازان مسلمان را می‌کشند و در شهروندان رعب و وحشت ایجاد می‌کنند و مزارهای اولیا و مرقدهای انبیا را منفجر می‌کنند ولی متعرض آثار یهودیان نمی‌شوند. حال، این تکفیری‌ها ساخته و پرداخته‌ی یهود هستند یا تکیه‌گاه آن‌ها؟

1. ارتباط تکفیری‌ها با اندیشه و عقیده یهودیت

شاید تکفیری‌ها ساخته دست یهودیان باشند که با یک توافق قبلی یا تبانی پیدایش یافته‌اند و شاید هم زاییده عکس‌العمل موجود در برابر زورگویی یهودیان و استبداد صهیونیست‌ها و شکنجه و آزار مسلمانان فلسطینی توسط صهیونیست‌ها، باشند. این احتمال نیز وجود دارد که اینان به منظور رد کردن سیاست‌های نادرست امریکا و برخی کشورهای جنایت‌کار دیگر در قبال امت اسلامی، مسلئه فلسطین و کشورهای مقاومت کننده در برابر طرح توسعه‌طلبانه رژیم صهیونیستی، پدید آمده باشند؛ رژیمی که هدف آن غصب سرزمین، لگدمال کردن حیثیت، غارت ثروت و بطلان حجت‌ها و نابودی هویت و تمایز اسلامی است. همه‌ی این عوامل- اگر نگوییم که یک توافق قبلی با طرف‌های افراطی انجام گرفته است- سبب ظهور و بروز نیروهای جهادی‌ای است که هدفشان نبرد با صهیونیسم، دفاع از سرزمین، شرف و آبرو، و یاری کردن قدس است که کشورهای اسلامی تاکنون نتوانسته‌اند آن را آزاد کنند.

تمام این موارد، هدف اینان بوده است. اما در خلاف تحقق این هدف، فکر و اندیشه‌ی بیمار آنان و نقشه‌های اطلاعاتی، دخالت و یک لشکر جیره بگیر از دعوت‌گران را برای این‌ها بسیج کرده است تا اندیشه اینان را با افراطی‌گری شدید تغذیه کنند و نگاهشان را از صهیونیست‌ها برگردانده و متوجه حاکمان مسلمان و ارتش‌های اسلامی کنند و آنان را به کفر و کوتاهی در انجام وظیفه وصف کنند. سپس این امر را گسترش دادند تا هرکسی را که با ایشان اختلاف فکری دارد، به تأسّی از آنچه شیوخ فتنه‌گر و تکفیری به آنان یاد داده‌اند، تکفیر کنند. سپس این کار را توسعه دادند و به تکفیر همه هم‌کیشان خود پرداختند اما مخالفان خود را تکفیر نکردند.

2. مرجعیت قتل و کشتار در اندیشه تکفیری

تکفیری‌ها کشتن هرکسی را که تکفیر می‌کنند، ضرورت می‌دانند و آن را باعث نزدیکی به خداوند می‌شمارند! همان‌گونه که در تلمود و عقاید یهودیان آمده است. در تلمود تصریح شده است: «عادلانه است که فرد یهودی هر کافری را به دست خویش بکشد، چون هر کس خون کافری را بریزد، یک قربانی به درگاه خداوند تقدیم می‌کند» ( التلمود اسرار و حقایق، ص 151).

آیا این یک تصادف است که عقیده‌ی یهودیت با عقیده‌ی تکفیری‌های مسلمان هماهنگی و توافق پیدا کند؟ و آیا از روی تصادف است که در تلمود چیزهایی را بیابیم که قتل و کشتار میان مسلمانان را تفسیر می‌کند؟ مانند این متن تلمود که می‌گوید: «ما باید حرف اول را در میان دولت‌ها بزنیم، پس باید در میانشان فتنه‌انگیزی کنیم و آن‌ها را به جان هم بیندازیم و بترسانیم تا با هم بجنگند و ما به یک سود بزرگ دست یابیم». (نفس المصدر)

پشتیبانی‌ای که تکفیری‌ها به دست می‌آورند، به همان اندازه که بر شمار افراد و سلاحشان می‌افزاید از دانش و مردانشان می‌کاهد، زیرا اگر نیّت، صادقانه در خدمت دین بود و هدف، دعوت به سوی خدا و نشر دین و زنده کردن آموزه‌های آن هدفی صحیح باشد، این اموال فراوان به جای خریدن جنگ‌افزار، صرف تولید و نشر علم و استفاده از هوش و استعداد مسلمانان در اختراع، و کسب معرفت و سازندگی می‌شد نه ایجاد وحشت و هراس و ناامنی و ویران‌گری؛ و این اموال در حفظ جان‌ها به کار گرفته می‌شد نه در گرفتن آن‌ها؛ و در پیش‌گیری از خون‌ریزی استفاده می‌شد نه در ریختن خون و کاشتن مرگ!

شاید چیزی که باعث تشویق تکفیری‌ها می‌شود سرازیر شدن دلارهای نفتی در نتیجه‌ی افزایش قیمت نفت است؛ چیزی که به قدرتمندتر شدن جنبش تکفیر کمک رسانده است. جنبشی که بر کالبدهای اتباع ناآگاه از معارف شرعی و فاقد تقوا و انسانیت استوار است.

چیزی که باعث بدتر شدن اوضاع می‌شود، رسانه‌های مشکوک و شبکه‌های ماهواره‌ای است که در خدمت این فکر قرار گرفته‌اند. فکری که افراد کم دانش و سست ایمان آن را می‌گیرند. و با توجه به اینکه این فکر بر اساس از بین بردن عواطف و مشاعر استوار است، باعث ساکت کردن صدای عقل و از بین بردن سرزندگی وجدان و در نهایت، تعطیلی فکر می‌گردد.

3. پشتیبانی اسلامی- غربی از تکفیری‌ها

ظهور جریان‌های افراطی نشئت گرفته از بیداری اسلامی، نتیجه‌ی فعالیت رسانه‌های غربی- صهیونیستی توهین کننده به اسلام است و تلاشی به منظور سلطه یافتن بر ملت‌های مسلمان و در دست گرفتن سرنوشتشان و بازداشتن مسلمانان از به دست گرفتن زمام امورشان. هم‌چنین کوششی است در جهت پیش‌گیری از پیشرفت، توسعه و رشد ملت‌های مسلمان و جلوگیری از دست‌یابی آن‌ها به علم، تکنولوژی، اختراع و اکتشاف و جلوگیری از تحقق حاکمیت سیاسی، اقتصادی و نظامی ملت‌های مسلمان.

از جمله این تلاش‌ها، منع ایران از غنی‌سازی اورانیوم و برانگیختن فتنه‌های فرقه‌ای در میان صفوف ملت ایران و جداکردن ایران از سایر ملت‌های مسلمان، با تفرقه‌افکنی و دشمن و متجاوز نشان دادن ایران است، دشمنی که در کمین برادران خود نشسته است تا آن‌ها را در بوته و قالب فکر و اعتقاد خود که با اعتقاد و باورهای آنان سازگاری ندارد، ذوب کند. هم‌چنین از جمله‌ی این کوشش‌ها فتنه‌هایی است که امروزه در پاکستان به منظور برهم زدن ثبات آن ایجاد می‌شود تا پس از دست‌یابی به دست‌آوردهای علمی و نظامی، آن را تضعیف کنند.

حال که چنین است و دشمنان اسلام در کمین ما هستند و می‌کوشند برای ما و اسلام ما دسیسه چینی کنند و میان ما اختلاف و دعوا پدید آورند، چیزی زیان‌بارتر از اختلاف و پراکندگی و شکاف برای ما وجود ندارد. اگر متفرق شویم، ضعیف‌تر می‌شویم و شکست خواهیم خورد و ابّهت ما شکسته خواهد شد و اگر این تفرقه و شکاف ما به دست دشمنان ما صورت بگیرد، ارکان ما از درون فروخواهد ریخت و نقشه‌های دشمنان ما به دست فرزندانمان اجرا خواهد شد. فرزندانی که با ایجاد آشفتگی و بی‌ثباتی و درگیری و نفرت، بهترین هدایا را به دشمنان تقدیم خواهند کرد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *