سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

 

vahhabi

دشمنان اسلام هم که بعد از قرنها درگیری با مسلمانان مشاهده کردند که با جنگ سخت نمی توانند اسلام را به انحطاط بکشانند با طرح فکر در اتاق های فکر خود، به این نتیجه رسیدند که به اسلام نه از بیرون بلکه از درون باید حمله کنند.

ظهور و بروز تفکرات و عقاید انحرافی در هر جامعه و گروه، مهلک ترین سم برای نابودی آن است. به عنوان مثال در یک خانواده پدر و مادر خانواده در یک مسئله اختلاف باشد بذر کینه بین آنها رشد خواهد کرد و چه بسا باعث از هم پاشیدن آن خانواده و جامعه خواهد گردید.

دشمنان اسلام هم که بعد از قرنها درگیری با مسلمانان مشاهده کردند که با جنگ سخت نمی توانند اسلام را به انحطاط بکشانند با طرح فکر در اتاق های فکر خود، به این نتیجه رسیدند که به اسلام نه از بیرون بلکه از درون باید حمله کنند.

در این بین چه بهتر آن که کارهای خود را با نام اسلام و بر علیه اسلام انجام دهند .این کار دارای منافع بی شماری برای کفار بوده هزینه های جنگ های معمول را هم ندارد.

این عمل چند قرن است که توسط عوامل آنها بدون هیچ مزد و مواجبی در لباس اسلام و در لباس اهل سنت و حال در لباس احناف و شوافع صورت می گیرد و این مزدوران بی جیره و مواجب خطرناک تر از هر کافر حربی تیشه به ریشه اسلام می زنند.

در شرایط کنونی تکلیف کافران حربی مشخص است و در نبرد رو در رو با شما قرار دارند. اما کسانی که در لباس اسلام و اهل سنت و حنفی و شافعی قرار می گیرند و بنام بازگشت به اصالت های مذهبی برخلاف آن عمل می کنند، در واقع از پشت خنجر زده سعی در نابودی تفکر و ایدئولوژی اسلامی دارند.

پس باید از کسانی که با نام های فریبنده سعی در انجام چنین خیانتی دارند بر حذر باشیم. البته گاها خود این افراد هم بنابر نادانی و اطلاع نادرست از مذهب دست به خیانت می زنند و بلکه خود هم از اعمال خود خبرندارند.
به راحتی می توان درک کرد که هدف گروه ها و تفکراتی که در چند دهه اخیر در جامعه اسلامی ایجاد شده اند ایجاد اختلاف و چند دستگی در جامعه اسلامی است .این هدفی است که در 1400 سال گذشته به شیوه های مختلف از طرف کفار پیگیری شده است .
در چند دهه اخیر در بین امت اسلامی ﻣﺬﻫﺐ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﭘﺪﯾﺪ ﺁﻣﺪﻩ است ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﻠﻔﯽ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﮔﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﭘﯿﺮﻭﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺬﻫﺐ ،ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﺗﻨﺪﺭﻭ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻛﻪ ﻣﺬﺍﻫﺐ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺪﻋﺖ ﻣﺘﻬﻢ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺭﺍﻩ و مسیر آنها را ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺳﻨﺖ  می دانند، ﻭ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺍﺯ ﺍﺋﻤﻪ ﺭﺍ ﺣﺮﺍﻡ ﻭ ﻧﺎﺟﺎﯾﺰ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯿ ﺪﻫﻨﺪ.

ﺍﺯ این جهت ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻏﯿﺮ ﻣﻘﻠﺪ ﻧﯿﺰ ﮔﻔﺘﻪ می شود. ﺳﻠﻔﯽ می گوید : ‏« ﻣﺎ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺳﻨﺖ ﭘﯿﺮﻭﯼ می کنیم. ‏ اما  ﻻﺯﻣﻪ ﯼ پذیرش ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ این است ﻛﻪ ﻣﺬﺍﻫﺐ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺳﻨﺖ ﭘﯿﺮﻭﯼ نمی کنند، ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺴﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺳﻨﺖ ﭘﯿﺮﻭﯼ می کنند، ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﺍﻧﺪ.

ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﯾﻦ بیان ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﯾﺒﻜﺎﺭﯼ مطرح می گردد، ﺯﯾﺮﺍ ﻛﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﻣﺬﺍﻫﺐ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺳﻨﺖ ﺩﻟﯿﻞمی گیرند. ﻟﯿﻜﻦ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺴﺎﺋﻞ، ﺣﺪﯾﺜﯽ ﻛﻪ ﺍﻫﻞ ﯾﻚ ﻣﺬﻫﺐ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ می گیرند، ﺍﻫﻞ ﻣﺬﻫﺐ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ نمی گیرند. ﺑﻠﻜﻪ ﺍﺯ ﺣﺪﯾﺚ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻟﯿﻞ می گیرند. ﭘﺲ ﭼﮕﻮﻧﻪ می توان ﮔﻔﺖ ﯾﻚ ﮔﺮﻭﻩ ﻋﺎﻣﻞ ﺑﺮ ﺣﺪﯾﺚ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺣﺪﯾﺚ ﻋﻤﻞ می کند.

ﺳﻠﻔﯽ  ها اعتقاد دارند :ﻣﺎ ﺑﺮ ﺣﺪﯾﺚ ﺻﺤﯿﺢ ﻋﻤﻞ می کنیم ﻭ ﺍﺣﺎﺩﯾﺜﯽ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻋﻤﻞ می کنید ﺿﻌﯿﻒ ﻫﺴﺘﻨﺪ ‏»

در پاسخ به این شبهه باید گفت که  ﺻﺪﻭﺭ ﺣﻜﻢ ﺑﺮ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺿﻌﯿﻒ ﺍﺳﺖ، ﻛﺎﺭ ﻣﺠﺘﻬﺪﺍﻥ ﻭ ﻣﺘﺨﺼﺼﺎﻥ ﺣﺪﯾﺚ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﻛﺎﺭ ﻋﻤﻮﻡ ﻣﺮﺩﻡ، ﯾﺎ ﻛﺴﯽ ﻛﻪ ﺳﻮﺍﺩ ﺳﻄﺤﯽ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﯾﻦ ﯾﻚ ﺃﻣﺮ ﺍﺟﺘﻬﺎﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺘﻔﻖ ﻋﻠﯿﻪ ﻧﯿﺴﺖ، ﺍﮔﺮ ﺷﺨﺼﯽ ﺣﻜﻢ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺿﻌﯿﻒ ﺍﺳﺖ، ﻫﻤﻪ ﻣﺤﺪﺛﯿﻦ ﻭ ﻣﺠﺘﻬﺪﯾﻦ ﻭ ﻋﻠﻤﺎﺀ باید ﺁﻥ ﺭﺍ ﺿﻌﯿﻒ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ.

ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﯾﻚ ﻣﺤﺪﺙ ﻭ ﻣﺠﺘﻬﺪ ﺿﻌﯿﻒ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﯾﻚ ﻣﺤﺪﺙ ﻭ ﻣﺠﺘﻬﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﺻﺤﯿﺢ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻌﻀﯽ ﻓﻜﺮ می کنند ﻭﻗﺘﯽ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻪ می شود ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﺳﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺻﺪ ﺩﺭ ﺻﺪ ﺻﺤﯿﺢ است.

ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻛﻪ گفته می شود ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺿﻌﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺻﺪ ﺩﺭ ﺻﺪ ﺿﻌﯿﻒ است . ﺩﺭ حالی که ﺍﯾﻦ برداشت ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺳﺖ .

ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻣﻘﺘﺪﺍﯼ ﺳﻠﻔﯿﺖ ﺩﺭ ﺗﺼﺤﯿﺢ ﻭ ﺗﻀﻌﯿﻒ ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﺷﯿﺦ ﻧﺎﺻﺮ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﺁﻟﺒﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﻛﻪ ﺳﻠﻔﯽ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻭﯼ ﺗﻘﻠﯿﺪ می کنند ﻭ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺑﻪ ﺍﺣﺎﺩﯾﺜﯽ ﻛﻪ ﺷﯿﺦ ﺁﻥ ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﺭﺍ ﺗﺼﺤﯿﺢ ﯾﺎ ﺗﻀﻌﯿﻒ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺣﻜﺎﻡ ﺷﺮﻋﯽ ﺭﺍ ﺛﺎﺑﺖ ﯾﺎ ﻏﯿﺮ ﺛﺎﺑﺖ ﻗﺮﺍﺭ می دهند.

ﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﻠﻤﺎﺋﯽ ﻛﻪ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺷﯿﺦ ﺁﻟﺒﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭﯼ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﺎ ﻧﻈﺮﯾﺎﺗﺶ ﻣﻮﺍﻓﻖ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺭﺩ ﻭﯼ ﻛﺘﺎﺑﻬﺎﺋﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﺎﻫﯿﺘﺶ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ .

ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻛﺘﺎﺑﻬﺎﺋﯽ ﻛﻪ ﻋﻠﻤﺎﯼ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺩﺭ ﺭﺩ ﺷﯿﺦ ﺁﻟﺒﺎﻧﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻛﺘﺎﺏ : ‏« ﻻﻣﺬﻫﺒﯿﺖ‏» ﺗﺄﻟﯿﻒ: ﺩﻛﺘﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﺳﻌﯿﺪ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﺑﻮﻃﯽ، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺍﻛﺒﺮ ﻣﻜﺮﻣﯽ. ‏«ﺍﻟﻘﻮﻝ ﺍﻟﻤﻘﻨﻊ ﻓﯽ ﺍﻟﺮﺩ ﻋﻠﯽ ﺍﻷﻟﺒﺎﻧﯽ ﺍﻟﻤﺒﺘﺪﻉ‏» ﻷﺑﯽ ﺍﻟﻔﻀﻞ ﺍﻟﺸﯿﺦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺍﻟﺼﺪﯾﻖ. ‏« ﺍﻷﻟﺒﺎﻧﯽ ﺷﺬﻭﺫﻩ ﻭ ﺃﺧﻄﺎﺅﻩ ‏» ﺑﻘﻠﻢ ﺍﺭﺷﺪ ﺳﻠﻔﯽ . ‏«ﺗﻨﺎﻗﻀﺎﺕ ﺍﻷﻟﺒﺎﻧﯽ ﺍﻟﻮﺍﺿﺤﺎﺕ ‏» ﺣﺴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﯽ ﺍﻟﺴﻘﺎﻑ ﺭﺍ  می توانﻧﺎﻡ ﺑﺮﺩ .

ﭼﻮﻥ ﻣﺮﺟﻊ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺳﻠﻔﯽ ﻫﺎ، ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺩﻛﺘﺮ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﺑﻮﻃﯽ ﻻﻣﺬﻫﺐ، ﻭ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺷﯿﺦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺻﺪﯾﻖ ﻣﺒﺘﺪﻉ، ﻭ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺍﺭﺷﺪ ﺳﻠﻔﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺗﻚ ﺭﻭﯼ ﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ، ﻭ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺣﺴﻦ ﺳﻘﺎﻑ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺗﻨﺎﻗﺾ ﮔﻮﺋﯽ ﺑﻮﺩﻩ، ﻟﺬﺍ می بینیم ﻛﻪ ﻣﻘﻠﺪﯾﻦ ﻭﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺻﻔﺎﺕ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻛﺴﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻗﻪ ﺁﺷﻨﺎﺋﯽ ﻛﺎﻣﻞ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﺷﺮﻃﯽ ﻛﻪ ﺍﻫﻞ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﺎﻣﻼ ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺩﺭﻙ می کنند .

ﺳﻠﻔﯽ ها می گویند: ‏«ﻣﺬﻫﺐ ﻣﺎ ﻣﺬﻫﺐ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﺳﺖ ‏».

در پاسخ به این ادعا می توان گفت  ﻭﻗﺘﯽ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺬﺍﻫﺐ ﭼﻬﺎﺭﮔﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺛﺎﺑﺖ ﺍﻧﺪ.

ﭘﺲ ﻣﺬﻫﺐ ﻫﻤﻪ، ﻣﺬﻫﺐ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﺳﺖ؛ ﻟﯿﻜﻦ ﻣﺬﺍﻫﺐ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﯾﻚ ﻣﺠﺘﻬﺪ ﻣﻨﺴﻮﺏ ﺍﻧﺪ، ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﺳﻠﻔﯽ ﺑﻪ ﯾﻚ ﻣﺠﺘﻬﺪ ﻣﻨﺴﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﻠﻜﻪ ﻫﺮ ﺷﺨﺼﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﯾﻚ ﻣﺠﺘﻬﺪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺣﺪﯾﺚ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺬﻫﺐ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺑﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﻘﻠﯿﺪ می کنند، ﺑﯿﺎﻥ می کند.

ﻟﺬﺍ  می بینیم ﻛﻪ ﻫﺮ ﺷﺨﺼﯽ ﺍﺯ ﻣﺠﺘﻬﺪﯾﻦ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ، ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺧﺎﺹ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻣﺠﺘﻬﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺮﻕ می کند ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﯾﻚ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ می کنم: ﺩﺭ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﯼ ﺳﻪ ﻃﻼﻕ ﺑﺎ ﯾﻚ ﻟﻔﻆ، ﺳﻠﻔﯽ ﻫﺎ ﻛﻼ ﺍﺯ ﻣﺬﻫﺐ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ‏ﭘﺲ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻣﺬﺍﻫﺐ ﭼﻬﺎﺭﮔﺎﻧﻪ ﯼ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ، ﻣﺬﻫﺐ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺭﺍ ﺗﺮﻙ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﯾﺎ ﺳﻠﻔﯽ ﻫﺎ!

ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻛﻪ ﺳﻠﻔﯽ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺑﺎ ﺻﺤﯿﺢ ﺑﺨﺎﺭﯼ ﻫﻢ ﻛﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺨﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ.
سلفی ها می گویند :« ﻣﺎ ﺳﻠﻔﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ؛ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﻼﻑ ﻭ ﮔﺬﺷﺘﮕﺎﻥ ﭘﯿﺮﻭﯼ می کنیم .اما ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﻛﻪ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﮕﺎﻥ ﭘﯿﺮﻭﯼ می کنیم  ﻣﺎ ﻫﻢ ﺳﻠﻔﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ . ﺳَﻠَﻒْ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﮔﺬﺷﺘﻪ . ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﯿﻔﺮﻣﺎﯾﺪ : ‏« ﻓﺠَﻌَﻠْﻨَﺎﻫُﻢْ ﺳَﻠَﻔًﺎ ﻭَﻣَﺜَﻠًﺎ ﻟِﻠْﺂﺧِﺮِﯾﻦَ ‏ 56 ‏[ﺍﻟﺰﺧﺮﻑ : 56 ‏] ﭘﺲ ﮔﺮﺩﺍﻧﯿﺪﯾﻢ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺬﺷﺘﮕﺎﻥ ﺩﺭ ﻋﺬﺍﺏ ﻭ ﻋﺒﺮﺗﻰ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﯾﻨﺪﮔﺎﻥ. ﻋﻼﻣﻪ ﻗﺮﻃﺒﯽ ﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ می نویسد ‏«ﻭﺍﻟﺴﻠﻒ ﺍﻟﻤﺘﻘﺪّﻡ؛ ….. ﻭﺳَﻠَﻒُ ﺍﻟﺮﺟُﻞِ : ﺁﺑﺎﺅﻩ ﺍﻟﻤﺘﻘﺪّﻣﻮﻥ؛ ﻭ ﺍﻟﺠﻤﻊ ﺃﺳﻼﻑ ﻭ ﺳُﻼَّﻑ ‏» . ﺳﻠﻒ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﮔﺬﺷﺘﻪ … ﺳﻠﻒ ﺍﻟﺮﺟﻞ ﯾﻌﻨﯽ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﮔﺬﺷﻪ ﻭﯼ؛ ‏( ﺍﻟﺠﺎﻣﻊ ﻷﺣﻜﺎﻡ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ ﻟﻠﻘﺮﻃﺒﯽ – ‏(1 / 5033‏)
ﻭﺍﮊﻩ ﯼ ﺳَﻠَﻒ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺩﺭ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺁﯾﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﻌﻨﯽ می شود، ﻛﻪ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ: ‏« ﻓَﻤَﻦْ ﺟَﺎﺀَﻩُ ﻣَﻮْﻋِﻈَﺔٌ ﻣِﻦْ ﺭَﺑِّﻪِ ﻓَﺎﻧْﺘَﻬَﻰ ﻓَﻠَﻪُ ﻣَﺎ ﺳَﻠَﻒَ ‏[ ﺍﻟﺒﻘﺮﺓ 275 : ‏]
ﻭَ ﻟَﺎ ﺗَﻨْﻜِﺤُﻮﺍ ﻣَﺎ ﻧَﻜَﺢَ ﺁﺑَﺎﺅُﻛُﻢْ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻨِّﺴَﺎﺀِ ﺇِﻟَّﺎ ﻣَﺎ ﻗَﺪْ ﺳَﻠَﻒَ ‏[ ﺍﻟﻨﺴﺎﺀ 22 : ‏]
ﻋَﻔَﺎ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻤَّﺎ ﺳَﻠَﻒَ ‏[ ﺍﻟﻤﺎﺋﺪﺓ : 95 ‏]
ﻗُﻞْ ﻟِﻠَّﺬِﯾﻦَ ﻛَﻔَﺮُﻭﺍ ﺇِﻥْ ﯾَﻨْﺘَﻬُﻮﺍ ﯾُﻐْﻔَﺮْ ﻟَﻬُﻢْ ﻣَﺎ ﻗَﺪْ ﺳَﻠَﻒَ ‏[ ﺍﻷﻧﻔﺎﻝ:38]
«ﻋﻦ ﻋِﻤْﺮَﺍﻥَ ﺑْﻦِ ﺣُﺼَﯿْﻦٍ ﺭَﺿِﯽَ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻨْﻬُﻤَﺎ ﯾَﻘُﻮﻝُ ﻗَﺎﻝَ ﺭَﺳُﻮﻝُ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺻَﻠَّﻰ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻠَﯿْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ ﺧَﯿْﺮُ ﺃُﻣَّﺘِﯽ ﻗَﺮْﻧِﯽ ﺛُﻢَّ ﺍﻟَّﺬِﯾﻦَ ﯾَﻠُﻮﻧَﻬُﻢْ ﺛُﻢَّ ﺍﻟَّﺬِﯾﻦَ ﯾَﻠُﻮﻧَﻬُﻢْ ﻗَﺎﻝَ ﻋِﻤْﺮَﺍﻥُ ﻓَﻠَﺎ ﺃَﺩْﺭِﯼ ﺃَﺫَﻛَﺮَ ﺑَﻌْﺪَ ﻗَﺮْﻧِﻪِ ﻗَﺮْﻧَﯿْﻦِ ﺃَﻭْ ﺛَﻠَﺎﺛًﺎ ﺛُﻢَّ ﺇِﻥَّ ﺑَﻌْﺪَﻛُﻢْ ﻗَﻮْﻣًﺎ ﯾَﺸْﻬَﺪُﻭﻥَ ﻭَﻟَﺎ ﯾُﺴْﺘَﺸْﻬَﺪُﻭﻥَ ﻭَﯾَﺨُﻮﻧُﻮﻥَ ﻭَﻟَﺎ ﯾُﺆْﺗَﻤَﻨُﻮﻥَ ﻭَﯾَﻨْﺬُﺭُﻭﻥَ ﻭَﻟَﺎ ﯾَﻔُﻮﻥَ ﻭَﯾَﻈْﻬَﺮُ ﻓِﯿﻬِﻢْ ﺍﻟﺴِّﻤَﻦُ ‏(ﺻﺤﯿﺢ ﺍﻟﺒﺨﺎﺭﯼ – ‏( 11 / 481‏) ﺑَﺎﺏ ﻓَﻀَﺎﺋِﻞِ ﺃَﺻْﺤَﺎﺏِ ﺍﻟﻨَّﺒِﯽِّ ﺻَﻠَّﻰ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻠَﯿْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ ﻭَﻣَﻦْ ﺻَﺤِﺐَ ﺍﻟﻨَّﺒِﯽَّ ﺻَﻠَّﻰ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻠَﯿْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ ﺃَﻭْ ﺭَﺁﻩُ ﻣِﻦْ ﺍﻟْﻤُﺴْﻠِﻤِﯿﻦَ ﻓَﻬُﻮَ ﻣِﻦْ ﺃَﺻْﺤَﺎﺑِﻪِ‏) ﻋﻤﺮﺍﻥ ﺑﻦ ﺣﺼﯿﻦ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ می فرماید: ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻣﺖ ﻣﻦ ﺍﻫﻞ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺳﭙﺲ ﻛﺴﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺰﺩﯾﻚ می شوند، ‏(ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﺎﺑﻌﯿﻦ‏) ﺳﭙﺲ ﻛﺴﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺰﺩﯾﻚ می شوند، ‏(ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﺒﻊ ﺗﺎﺑﻌﯿﻦ‏) ﻋﻤﺮﺍﻥ می فرماید: ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻛﻪ آن حضرت ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﻭ ﻗﺮﻥ ﯾﺎ ﺳﻪ ﻗﺮﻥ ﺭﺍ ﺫﻛﺮ ﻓﺮﻣﻮﺩ، ﺳﭙﺲ ﯾﻘﯿﻨﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻗﻮﻣﯽ می آید ﻛﻪ ﮔﻮﺍﻫﯽ می دهند ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﻮﺍﻫﯽ ﻃﻠﺐ نمی گردد، ﻭ ﺧﯿﺎﻧﺖ می کنند ﻭ ﺍﻣﯿﻦ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ نمی شوند، ﻭ ﻧﺬﺭ می کنند ﻭ ﻭﻓﺎ ﻧﻤﯿﻜﻨﻨﺪ، ﻭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻓﺮﺑﻬﯽ ﻇﺎﻫﺮ می شود .

‏ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯿﻞ می کنند. ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺑﮕﻮﺋﯿﻢ، ﺻﺤﺎﺑﻪ، ﺗﺎﺑﻌﯿﻦ ﻭ ﺗﺒﻊ ﺗﺎﺑﻌﯿﻦ، ﺃﺳﻼﻑ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﭼﻮﻥ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﯾﻦ ﺃﻣﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻧﺪ. ﭘﺲ شافعی،حنفی،مالکی،حنبلی،هم ازجمله ی سلفند. ﭼﻮﻥ همه ﺗﺎﺑﻌﯽ اند ﻭ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺩ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻧﻤﻮﺩﻩ اند. ﻭ همهﺩﺍﺭﺍﯼ ﻣﺬﻫﺐ ﻣﺸﺨﺼﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺗﺎﻛﻨﻮﻥ ﻛﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﺵان ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ ﻫﻨﻮﺯ ﭘﺎﺑﺮﺟﺎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺮآنها افزوده می گردد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *