از اعتراف به حمایت از تکفیر تا استفاده ابزاری از مذهب

daech-720x340

در طول دهه های گذشته یکی از تفاسیر افراطی از اسلام متعلق به وهابیت بوده است. این ایدئولوژی محافظه کارانه با نگاهی بسته به دین و سیاست، تاثیرات مخربی بر تحولات منطقه داشته است که نزدیک ترین نمونه آن تشکیل گروه های تکفیری و افراط گرا می باشد. در این میان عربستان سعودی مهمترین حامی و مروج این تفکر در منطقه بوده است که این از گسترش وهابیت در راستای پیشبرد اهداف داخلی و خارجی خود بهره گرفته بود. در همین راستا روز گذشته 3 آبان، محمد بن سلمان ولیعهد جوان سعودی که طی ماه‌های اخیر پاره‌ای برنامه های اصلاحی را در حوزه احتماعی کلید زده است، در مصاحبه ای با روزنامه گاردین اعلام نمود که عربستان را به اسلام میانه رو بازخواهیم گرداند. وی همچنین با بیان اینکه کشورش طی سه دهه گذشته از زمان انقلاب اسلامی ایران روندی عادی نداشته است، مدعی شد دکترین‌های سخت‌گیرانه و انعطاف‌ناپذیری که در داخل در واکنش به انقلاب اسلامی ایران بر عربستان حاکم شد، باعث شد که عربستان به سمت محافظه‌کاری حرکت کند. پیشتر در نشستی مربوط به پروژه اقتصادی نئوم وی گفته بود: «ما به آن اسلام میانه رو و معتدل باز خواهیم گشت و جلوی افکار افراطی و تندرو را خواهیم گرفت تا زندگی طبیعی داشته باشیم. ما هرگز 30 سال آینده را در تعامل با افکار افراطی صرف نخواهیم کرد.»

سخنان بن سلمان حاوی نکاتی است که برای درک درست علت انجام تغییرات نمایشی اخیر در این کشور مفید خواهد بود.

  1. اعتراف بن سلمان به افراط گرایی عربستان: بدون شک هیچ یک از رهبران سعودی تا کنون به این صراحتی که بن سلمان به افراط گرایی پیشینیان خود اشاره نمود به پیوند نظام سیاسی عربستان و ایدئولوژی های افراط گرایانه اعتراف نکرده بودند. سخنان بن سلمان اعتراف به نقش عربستان در تشکیل گروه‌های تروریستی در طی چندین دهه گذشته و حمایت های مالی و نظامی از این گروه‌ها برای به آشوب کشیدن کشورها و ایجاد بی ثباتی در منطقه و جهان است. گروه هایی که با اقدامات جنایت بار خود علاوه بر ریختن خون دهه‌ها هزار از نفر از مسلمانان بویژه در افغانستان، عراق و سوریه و یمن و لیبی و پاکستان، موجبات حضور و دخالت چندین ساله قدرت های فرامنطقه ای را در اوضاع کشورهای مسلمان و کشتار مسلمانان فراهم کرده است. در وقاع سخنان بن سلمان اعتراف به چندین دهه پیگیری سیاست ایجاد بی ثباتی در منطقه می باشد. امری که همواره سعودی ها و متحدان فرامنطقه ای آن دیگر کشورها را متهم به دامن زدن به بی ثباتی می‌کنند.
  2. مقابله با امواج دموکراسی خواهی در منطقه: ولیعهد سعودی‌ها همچنین اعتراف کرد که محافظه کاری و تندروی های آل سعود به دلیل گرایش ملت‌های منطقه به انقلاب اسلامی ایران بوده است. توسل‌جویی سعودی‌ها به ترویج افرا‌گرایی و تروریسم برای مقابله با نفوذ روزافزون انقلاب اسلامی در دو بعد سیاست خارجی و سیاست داخلی قابل ردگیری است. در بعد سیاست خارجی ترس از براندازی حکومت‌های غیردموکراتیک و مرتجع منطقه، و در بعد سیاست داخلی وحشت از بالارفتن توقعات مردم و امواج آزادی‌خواهی در عربستان با توجه به تحولات انقلابی در ایران عامل گرایش سعودی به سمت  تفسیرهای سخت‌گیرانه و افراطی به عنوان راه حل جایگزین شده‌اند تا هم در داخل مردم عربستان را منفعل نموده و هم در منطقه بتوانند با جنبش های تجدیدنظر طلب و دموکراسی خواه مقابله نمایند.
  3. تاکتیکی بودن استفاده و کنار گذاشتن وهابیت: بعد دیگر سخنان محمد بن سلمان به استفاده ابزاری سعودی‌ها از وهابیت و اندیشه های تکفیری برای پیشبرد اهداف و سیاست های داخلی و منطقه ای عربستان باز می‌گردد. در واقع سعودی ها که ماهیتاً نظامی غیرابدئولوژیک و کاملا سکولار هستند پس از آنکه متوجه منفور شدن اندیشه های تکفیری در میان ملت های مسلمان- همچون اجلاس موسوم به اهل سنت که در چچن روسیه و با حضور بزرگان این مذهب برگزار شد و رسماً وهابیت از جمع مذاهب اسلامی خط خورد- و افزایش محبوبیت الگوهای دیگر اسلامی نظیر الگوی مقاومت با ته مایه فکری مبارزه با مستکبرین و الگوی اسلام میانه رو اخوانی مورد تبلیغ ترکیه شده اند و همچنین به دلیل فشارهای خارجی که از طرف های مجامع بین المللی و دولت های غربی به دلیل حمایت آشکار و پنهان سعودی ها از گروه های تروریستی و تکفیری وارد آماده است، اکنون هزینه تداوم بهره‌گیری از ابزار هابیت را بیشتر از فواید آن دانسته و به همین دلیل مجدداً به صورت تاکتیکی روی به سوی اسلام میانه رو آورده است. این موارد به خوبی نشان می‌دهد که عربستان دیگر نخواهد توانست با چنین ایدئولوژی افراط گرا که بن مایه های سلفی گری را تقویت می نماید نقش تاثیرگذاری در منطقه و جهان داشته باشد.
  4. ضعف اقتصادی عربستان و تاثیرات فکری غرب: بن سلمان همچنین در سخنانش به حمایت جهانی از تغییرات عربستان امیدوار بود و بزرگترین دلیل آن را هموار سازی مسیر سرمایه گذاری خارجی در این کشور دانست. با توجه به کسری بودجه عظیم این کشور در پی کاهش بهای فروش نفت، تنها راه چاره جذب اعتبارات و سرمایه های خارجی خواهد بود که به همین دلیل باید توجه غرب را به خود جلب نماید. انجام اصلاحات غربگرایانه یکی از مواردی است که در این مسیر مورد توجه مقامات سعودی قرار گرفته است. اسلام میانه رو به تعبیری همان اسلام مورد علاقه غرب است که بن سلمان به دنبال آن خواهد بود.

با تمامی این تفاسیر اما همچنان تضمینی برای بازگشت سعودی‌ها به حمایت از افراطی گری و محافظه کاری وجود ندارد زیرا اساساً نگاه سعودی ها به امر دین و مذهب ابزارانگارانه است. علاوه بر این اقدامات به صورت بسیار ناهماهنگ با جامعه بسته، مذهبی و محافظه کار عربستان اتفاق افتاده و واکنش بعدی خصوصا در بین مراجع مذهبی وهابی که در طول دهه‌های گذشته با حمایت دولت قدرت زیادی یافته‌اند غیرقابل پیش بینی است.

,

رسوایی دیگر برای سران آل سعود

1881953

روزنامه الاخبار به سند محرمانه‌ای دست یافته که در آن وزیر خارجه عربستان نامه‌ای شامل پیشنهادات و مسائل مربوط به طرح آغاز روابط با اسرائیل را برای محمد بن سلمان فرستاده است.

روزنامه الاخبار به نقل از منابع آگاه این سند محرمانه را که از سوی وزارت خارجه عربستان صادر شده، منتشر کرد. عادل الجبیر، وزیر خارجه عربستان این سند را برای محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان فرستاده که شامل خلاصه مسائل و پیشنهادات درباره طرح ایجاد روابط میان عربستان و اسرائیل با استناد به توافق شراکت استراتژیک با آمریکاست.

سندی که برای نخستین بار فاش شده تمامی اخبار اخیر از زمان سفر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به عربستان درباره تلاش واشنگتن برای امضای معاهده صلح میان عربستان و اسرائیل را فاش می‌کند. همچنین اطلاعات اخیر درباره سفرهای مسؤولان عربستانی به تل‌آویو و مسؤولان اسرائیل به ریاض را ثابت می‌کند.

“در نامه‌ای که الجبیر برای محمد بن سلمان فرستاده، آمده است: نزدیکی عربستان با اسرائیل در برابر مردم کشورهای اسلامی مخاطره آمیز است چراکه مساله فلسطین جایگاه معنوی و میراث تاریخی و دینی نزد این کشورهاست و عربستان تنها زمانی این ریسک را می‌پذیرد که مطمئن شود آمریکا اقداماتی علیه ایران می‌کند.

طرح صلحی که عربستان پیشنهاد می‌دهد، شامل موارد زیر است:

اول اینکه هر روابطی میان عربستان و اسرائیل در گرو هم کفو بودن این روابط است. در سطح نظامی اسرائیل تنها طرفی است که در خاورمیانه سلاح هسته‌ای دارد و همین مساله اجازه برتری را به او می‌دهد بر همین اساس یا باید عربستان نیز از این قدرت بازدارندگی برخودار شود یا اسرائیل از آن دست بکشد.

دوم، عربستان توانایی‌های دیپلماتیک و روابط سیاسی با تشکیلات خودگردان فلسطین و کشورهای عربی و اسلامی را در خدمت تسهیل ایجاد راهکارهای معقول و مقبول درباره مسائلی قرار می‌دهد که در طرح صلح عربی آمده است. آمریکا این طرح را با راهکارهای ابداعی برای دو مساله اصلی یعنی شهر قدس و آوارگان به صورت زیر اجرا می‌کند:

-شهر قدس تحت حاکمیت بین‌المللی قرار بگیرد و طرح بیل در سال ۱۹۳۷ و طرح سازمان ملل در سال ۱۹۴۷ درباره قدس اجرایی شوند و در نتیجه هیچ کدام از دو طرف حق نخواهند داشت قدس را پایتخت خود کنند.

-درباره مساله آوارگان فلسطینی عربستان تلاش خود را برای اسکان دادن آن‌ها به کار می‌گیرد. عربستان می‌تواند با حمایت از پیشنهادات ابتکاری مثل موارد زیر نقش مثبتی در حل مساله آوارگان داشته باشد:

-لغو پیشنهاد اتحادیه عرب درباره عدم تابعیت دادن به فلسطینی‌ها از سوی کشورهای عربی.

-به کارگیری تلاش‌ها برای تقسیم آوارگان فلسطینی در کشورهای عربی و دادن تابعیت و اسکان آن‌ها.

سوم، عربستان پیشنهاد داده که توافق شراکت با دونالد ترامپ ایجاب می‌کند که دو کشور به توافقی درباره اصول اصلی راهکار نهایی دست یابند. به دنبال این نیز دیداری میان وزرای خارجه در منطقه به دعوت آمریکا با هدف رسیدن به توافق درباره این اصول صورت می‌گیرد. بعد از آن ترامپ از رهبران منطقه می‌خواهد تا این اصول را اجرایی کنند و مذاکرات برای توافق نهایی آغاز شود.

چهارم، کارآمدترین نقش برای عربستان این است که دیگران را به سمت راهکاری ببرد که عصر جدیدی از صلح میان اسرائیل و کشورهای عربی و اسلامی را رقم می‌زند.

گروه های افراطی:در روز قیامت چیزی به نام شفاعت نبی مکرم اسلام(ص)نخواهد بود

b_300_300_16777215_10_images_b_0_0_0_10_images_keemmmaliii
مدير مدرسه خادميه امانلي خراسان شمالي :
متاسفانه امروز پیروان گروه های افراطی کار را به جایی رسانده اند که ادعا می کنند در روز قیامت چیزی به نام شفاعت نبی مکرم اسلام(ص)نخواهد بود
گلدی آخوند کمالی گفت: ادعای افرادي كه شفاعت نبي مكرم اسلام را قبول ندارند قابل توجیه نبوده و نیست. زیرا در این زمینه احادیث زیادی از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و سلم مذکور است که همگی مساله شفاعت را تایید می کند. پس کسی که چنین موضوع مهمی را رد نماید در هرمرتبه و جایگاهی که باشد در روز قیامت جزو افراد مرتد شناخته می شود.
گلدی آخوند کمالی، مدیر حوزه علمیه روستای امانلی از توابع جرگلان استان خراسان شمالی با اشاره به فعالیت عناصر افراطی که به نام مجتهدین مذهبی فعالیت می کنند، متذکر شد: آنچه که صحابه کرام صدر اسلام در چارچوب کتاب الهی و سنت نبوی تفسیر و تدوین کرده اند ملاک عمل ما است و نباید فریب عقاید گروه های افراطی و وهابی را بخوریم. هدف اصلی این گروه ها جوانان اهل سنت هستند و می خواهند با القاء اندیشه های افراطی خود، جوانان را به سوی مسیرهای افراطی هدایت کنند.
وی تصریح کرد: متاسفانه امروز پیروان گروه های افراطی کار را به جایی رسانده اند که ادعا می کنند در روز قیامت چیزی به نام شفاعت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و سلم  نخواهد بود».
آخوند کمالی عنوان نمود: ادعای این افراد قابل توجیه نبوده و نیست. زیرا در این زمینه احادیث زیادی از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و سلم مذکور است که همگی مساله شفاعت را تایید می کند. پس کسی که چنین موضوع  مهمی را رد نماید در هرمرتبه و جایگاهی که باشد در روز قیامت جزو افراد مرتد شناخته می شود».
مدیرحوزه علمیه روستای امانلی درپایان گفت: همه پیامبران الهی دارای امتیاز دعای شفاعت بوده اند و در آن میان پیامبر گرامی ما صلی الله علیه و سلم دعای شفاعتش را برای روز قیامت گذاشته است.

از دختری که برای داعش شعر می‌گوید تا زنی که فتوای رابطه با مردان داعشی را صادر می‌کند

57583119
از مهم‌ترین زنانی که برای تروریست‌های زن داعش فتوا صادر می‌کنند، ایمان البغا است. ایمان در سال ۲۰۱۴ بعد از کنار گذاشتن تدریس در دانشگاه الدمام عربستان سعودی به گردان الخنساء پیوست.

از مهم‌ترین زنانی که برای تروریست‌های زن داعش فتوا صادر می‌کنند، ایمان البغا است. ایمان در سال ۲۰۱۴ بعد از کنار گذاشتن تدریس در دانشگاه الدمام عربستان سعودی به گردان الخنساء پیوست.
گردان الخنساء متشکل از زنان عضو داعش در فوریه سال ۲۰۱۴ در شهر الرقه ایجاد شد. این گردان یکی از مهم ترین گردان های فعال در حوزه مسایل اجتماعی در داعش است که مدت‌ها است در مناطق تحت سلطه داعش فعالیت می‌کند.
این گردان بعد از آن تشکیل شد که ارتش آزاد سوریه عملیاتی ‌تروریستی را با پوشش زنان در مناطق تحت سلطه داعش انجام داد. این گردان از مجموعه‌های مختلفی نظیر ام ریحان یا ام عمارة تشکیل شده است. مأموریت ام عمارة جذب عناصر مبارز و زنان و دختران نوجوان از اروپا در فضای مجازی است.
در ژانویه ۲۰۱۵ اولین بیانیه این گردان تحت عنوان “زنان دولت اسلامی” منتشر شد که در آن از نقش زنان در سازماندهی جدید داعش خبر می‌داد. در همان سال سندی با عنوان ” زنان در دولت اسلامی، توضیح و بررسی شرایط” منتشر شد. در این بیانیه آمده است که سن شرعی ازدواج دختران جوان با عناصر تروریستی داعش ۹ سال است!
ندی القحطانی زن سعودی ملقب به اخت جلیبیب مورد اعتمادترین زن در نزد ابوبکر البغدادی سرکرده داعش مسئولیت تأسیس گردان الخنساء را در شهر الحسکه بر عهده گرفته بود. او در کنار “ریما الجریش” ملقب به ام معاذ این مسئولیت را دنبال می کرد. ریما مسئول جذب زنان و دختران از طریق فضای اینترنت بود.
یکی از قوی‌ترین زنان حاضر در گروه تروریستی داعش ام سلیمان است. او زنی عراقی است که مسئولیت فرماندهی “الحسبة النسائیة” در استان دیرالزور سوریه را بر عهده داشت. در موصل این مأموریت بر عهده ام الولید بود که اصالتی ازبک داشت و بیمارستان ابن سینا را به عنوان مقر فعالیت خود انتخاب کرده بود.
از مهم‌ترین زنانی که برای تروریست‌های زن داعش فتوا صادر می‌کنند، ایمان البغا است. ایمان در سال ۲۰۱۴ بعد از کنار گذاشتن تدریس در دانشگاه الدمام عربستان سعودی به گردان الخنساء پیوست تا یکی دیگر از کسانی باشد که از زیر پرچم وهابیت سعودی به داعش پیوسته و به یکی از عناصر تأثیرگذار آن تبدیل شده است. او نیز مسئولیت جذب نیروهای جدید از طریق فضاهای مجازی و سایت‌های اجتماعی را بر عهده داشت. دختر او به نام احلام الزعیم نیز به عنوان شاعر داعش فعالیت می کرد. یکی دیگر از زنان خارجی که در این گردان مشهور شد ، تالی جونز خواننده رپ انگلیسی بود که نام خود را “ام حسین” گذاشته بود.
پیوستن به این گروه تروریستی نیازمند داوطلب شدن در اردوهای آموزشی شامل دروس دینی ، آمادگی جسمانی و استفاده از سلاح است. هر فردی که در گردان‌های الخنساء عضویت داشته باشد حقوق ماهانه دریافت می‌کنند و تابعیت خارجی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های افزایش حقوق است.
زنان تروریست همواره با خود سلاح و دستبند و بی‌سیم حمل می‌کنند. از مأموریت‌هایی که بر عهده این زنان گذاشته می‌شود ، نظارت و بازداشت و مجازات زنانی است که مخالف دستورات داعش عمل می کنند. آنها همچنین زنان شهروند مناطق مختلف را برای بهره کشی‌های جنسی سرکردگان و تروریست های داعش می ربایند.
زن در ادبیات مبارزاتی داعش تنها یک مبارز نیست ، بلکه یک همسر  و خدمتکار و نامه رسان و صادر کننده احکام ضد زنان و اجرا کننده این حکم ها است.
در سال ۲۰۱۵ آکادمی انگلیسی گفت‌وگوی استراتژیک پژوهشی را انجام داده و در آن تعداد مبارزان زن فعال در گروه تروریستی داعش را ۵۵۰ نفر دانست که بیشتر آنها تابعیت‌های اروپایی و غربی داشتند. در سال ۲۰۱۶ تعداد عناصر وابسته به گردان الخنساء تنها در شهر الرقه بالغ بر ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر بود که نیمی از آنها خارجی بودند.
گزارش‌های بین‌المللی و منطقه‌ای نشان می‌دهد که داعش حتی برای جبران کمبود نیروهای خود از زنان استفاده می‌کند. در حال حاضر حدود یک سوم از نیروهای داعش را زنان تشکیل می‌دهند. آنها آموزش‌های نظامی را برای شرکت در مبارزات دریافت می‌کنند. روزنامه الشرق‌الاوسط در شماره ۲۴ آوریل سال ۲۰۱۷ اعلام کرد که میزان مشارکت زنان و دختران نوجوان در این گروه بالغ بر ۵۵ درصد از مجموع مبارزان آنها شده است.
انگیزه‌های پیوستن زنان به داعش متعدد است. سوزان شروتر کارشناسان آلمانی در این رابطه می‌نویسد که جذب زنان در داعش در نتیجه تصورات رمانتیک آنها و با هدف جستجوی یک زندگی عاشقانه و بی‌سابقه صورت می‌گیرد. برخی از این افراد خود را بخشی از روند گسترده جهانی می‌دانند و معتقدند که جهان را به صورت کامل تغییر خواهند داد!
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۵ در بررسی این انگیزه‌ها به استدلال های سه تن از زنان منتسب به گردان های الخنساء پرداخته و به نقل از یکی از آنها می‌نویسد: انگیزه من از این کار قدرت و پول و بویژه قدرت بود. برخی متخصصان و روان‌شناسی معتقدند که تشکیل گردان الخنساء به عنوان روزنه ای برای برخی زنان محسوب می شود که به دنبال تسلط بر زنان دیگر هستند.
پروژه “صوت و تصویر ” ۲۷۸ مورد ازدواج اجباری مبارزان خارجی با زنانی که بیشتر آنها کمتر از ۱۸ سال سن داشتند را مستند کرده است. در برخی موارد دختران که مظنون به ارتباط با عناصر داعش شده اند، همان شب ازدواج فرار کرده یا خودکشی کرده اند.

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

tasvirshakhes-vahabiat-shen82-310x174

اندکی دانش دینی، آمیخته با بهره ای، ولو کم از تقوا و دیانت، باعث می شود که انسان در امر تکفیر شتاب زده عمل نکند؛ چه اینکه علاوه بر نواهی فراوانی که در شرع مقدس در مورد عدم تعجیل در تکفیر دیگران وارد شده است، پیامدها و عواقب خطرناکی که گریبان جامعه اسلامی را می گیرد و عرض و آبروی مسلمین را مخدوش می سازد، بر عقلای امت پوشیده نیست. هشدارها و انذارهای تکان دهنده ای که در روایات در خصوص تکفیر دیگر مسلمین وارد شده، دل هر مؤمن آگاه و بیداری را به لرزه در می آورد، خصوصاً که این مسئله با خون و مال و عرض مسلمین در می آمیزد و حساسیت آن را صدچندان می کند.

هرچند تعصب بی مغز دینی به همراه جهالت در معرفت دینی، عامل اصلی افزایش تفکّر تکفیر در عصر حاضر است، لکن ریشه های خارجی و عواملی که از نزاع اقوام مسلمان سود می برند، هرگز نباید از نظرها پنهان بماند و البته در کنار مبارزه با عوامل خارجی می بایست به واکسیناسیون داخلی امت اسلامی از این سم مهلک ـ که در حال فشل کردن پیکره اسلام و ارائه چهره ای زشت و کریه از اسلام به جهان است ـ پرداخته شود. به راستی آیا در عصر حاضر، ارائه چنین چهره ای از دین، باعث جذب عموم انسان ها به این دین آسمانی می شود یا فرار آنها از آن؟!

پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «ناسزا گفتن به مسلمان، فسق است و کشتنش، کفر است»[۱] و «همانا ریختن خون هایتان و دستبرد به اموالتان و هتک حرمت آبرویتان بر یکدیگر حرام است».[۲] ابوحامد غزالی می گوید: «تا آنجا که ممکن است، نباید از گزینه تکفیر استفاده کرد؛ زیرا اباحه دماء و اموال کسانی که اهل قبله هستند و شهادتین گفته اند، اشتباه است و اشتباه در زنده نگه داشتن هزار کافر، آسان تر از خطا در ریختن قطره ای از خون مسلمانان است».[۳] ابن عابدین می گوید: «پس از اجماع اولی علمای مسلمین بر اینکه هر کس اهل قبله بود و شهادتین بر زبانش جاری ساخت، مسلمان است و جان و مال و ناموسش حرام است، این امر یقینی زایل نمی شود، مگر با اجماعی دیگر یا حدیث ثابتی که معارض نداشته باشد».[۴] قرطبی نیز می گوید: «موضوع تکفیر، موضوع حساسی است و بسیاری که در آن وارد شدند، هلاک گشتند و دانشوران و اهل علمی که توقّف کردند، سالم ماندند و ما سلامت را با هلاکت عوض نمی کنیم».[۵]

آنچه ذکر شد، خلاصه ای از اقوال علما بود که در این امر احتیاط بیشتری می کنند و اکثرشان معتقدند که خطا و اشتباه در عفو و گذشت، بهتر از اشتباه در عقوبت و مجازات است و چون کلام به درازا می کشد، از ذکر اقوال سایر علما خودداری می گردد.

البته تفکّر تکفیر ریشه در صدر اسلام دارد و اولین گروه تکفیری، خوارج بودند و پس از آنها نیز در قرن چهارم هجری، با شروع فتنه جدیدی به رهبری ابومحمد بربهاری، دور جدید تکفیر و کشتار مسلمین آغاز گردید و امروزه نیز این تفکر که براساس تفسیری نادرست از مفاهیم اسلامی شکل گرفته و با استفاده از جهالت عده ای عوام، رشد و نمو یافته، با حمایت سرمایه های مالی و سیاسی استکبار و صهیونیسم تقویت گشته است.

موج جدید تکفیر در عصر حاضر از یک سو، در سرزمین حجاز با اتحاد محمد بن سعود و محمد بن عبدالوهاب به اوج خود می رسد و از سوی دیگر، با ظهور سلفیه جهادی و تفکرات پایه گذاران آن همچون سید قطب که تحت تأثیر تفکرات ابوالاعلی مودودی بود، راه برای گسترش تفکرات تکفیری در مصر، سوریه، عراق و سایر کشورهای اسلامی باز شد و امروزه ظهور گروه های متعدد تکفیری، بزرگ ترین عامل تهدیدکننده کیان امت اسلامی است. در واقع تکفیر، مناسبات امت اسلامی را بر هم می زند و امت بی مناسبات، رو به زوال است. اما آنچه پدیده تکفیر در عصر حاضر را از اعصار پیشین متمایز می کند، اولاً، ابعاد جهانی آن است که از مرزهای اسلام گذشته و لباس کریه نسل کشی را بر تن دین رحمت پوشانده و چهره اسلام رحمانی را در نزد جهانیان تخریب کرده است. ثانیاً، کشتارهای وحشیانه و نامتعارفی را که انسان عصر حاضر ندیده است، متعارف می نمایاند. ثالثاً، شبکه ای شدن عناصر تکفیری و استفاده وسیع آنها از سایت های اجتماعی، مبارزه با آنها و جلوگیری از تکفیر و یا حتی هدایت آنها را مشکل ساخته است.

یکی از شاخصه های تفکر تکفیری، تصاعدی بودن آن است، بدین نحو که آنها ابتدا از گروه اندکی شروع می کنند و بعد دایره گمراهان و کافران را گسترش می دهند و چون دیگر از چیزی اباء ندارند، افزایش دادن کافران در ذهنشان نهادینه می شود و دایره متدینان تنگ تر می گردد.

در پایان باید یک نکته مهم را از نظر دور نداشت که تکفیری ها از دو بخش مهم تشکیل می شوند: یک بخش سران آنها هستند که حکم به تکفیر و قتل سایر مسلمین صادر می کنند و بخش دیگر پیروان عوام آنها هستند که به عللی اجتماعی، تحت تأثیر تبلیغات آنها قرار گرفته اند. به یقین افراد بخش اول، اهل گفتگو نیستند؛ چرا که فهم درستی از اسلام ندارند، در عین اینکه خود را عالم و دیگران را جاهل می دانند و لذا همه مسلمین و علما و سران دولت های اسلامی باید اینها را در معرض زوال قرار دهند؛ اما ممکن است بتوان برخی از پیروان تکفیری ها را که عده ای عوام متأثِر هستند، با گفتگو و تبلیغ به راه آورد.

بارالها، پروردگارا، از این مصیبت بزرگ و درد جانکاهی که جامعه اسلامی را فراگرفته، به ذات احدیّتت روی می آوریم؛ مصیبتی که جامعه اسلامی هرگز مانند آن را تجربه ننموده و از درون در حال نابودی و تباه ساختن جامعه اسلامی و در بلند مدت باعث هدم اعتقادات عموم مسلمین در عصر حاضر خواهد شد.

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

 

vahhabi

دشمنان اسلام هم که بعد از قرنها درگیری با مسلمانان مشاهده کردند که با جنگ سخت نمی توانند اسلام را به انحطاط بکشانند با طرح فکر در اتاق های فکر خود، به این نتیجه رسیدند که به اسلام نه از بیرون بلکه از درون باید حمله کنند.

ظهور و بروز تفکرات و عقاید انحرافی در هر جامعه و گروه، مهلک ترین سم برای نابودی آن است. به عنوان مثال در یک خانواده پدر و مادر خانواده در یک مسئله اختلاف باشد بذر کینه بین آنها رشد خواهد کرد و چه بسا باعث از هم پاشیدن آن خانواده و جامعه خواهد گردید.

دشمنان اسلام هم که بعد از قرنها درگیری با مسلمانان مشاهده کردند که با جنگ سخت نمی توانند اسلام را به انحطاط بکشانند با طرح فکر در اتاق های فکر خود، به این نتیجه رسیدند که به اسلام نه از بیرون بلکه از درون باید حمله کنند.

در این بین چه بهتر آن که کارهای خود را با نام اسلام و بر علیه اسلام انجام دهند .این کار دارای منافع بی شماری برای کفار بوده هزینه های جنگ های معمول را هم ندارد.

این عمل چند قرن است که توسط عوامل آنها بدون هیچ مزد و مواجبی در لباس اسلام و در لباس اهل سنت و حال در لباس احناف و شوافع صورت می گیرد و این مزدوران بی جیره و مواجب خطرناک تر از هر کافر حربی تیشه به ریشه اسلام می زنند.

در شرایط کنونی تکلیف کافران حربی مشخص است و در نبرد رو در رو با شما قرار دارند. اما کسانی که در لباس اسلام و اهل سنت و حنفی و شافعی قرار می گیرند و بنام بازگشت به اصالت های مذهبی برخلاف آن عمل می کنند، در واقع از پشت خنجر زده سعی در نابودی تفکر و ایدئولوژی اسلامی دارند.

پس باید از کسانی که با نام های فریبنده سعی در انجام چنین خیانتی دارند بر حذر باشیم. البته گاها خود این افراد هم بنابر نادانی و اطلاع نادرست از مذهب دست به خیانت می زنند و بلکه خود هم از اعمال خود خبرندارند.
به راحتی می توان درک کرد که هدف گروه ها و تفکراتی که در چند دهه اخیر در جامعه اسلامی ایجاد شده اند ایجاد اختلاف و چند دستگی در جامعه اسلامی است .این هدفی است که در 1400 سال گذشته به شیوه های مختلف از طرف کفار پیگیری شده است .
در چند دهه اخیر در بین امت اسلامی ﻣﺬﻫﺐ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﭘﺪﯾﺪ ﺁﻣﺪﻩ است ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﻠﻔﯽ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﮔﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﭘﯿﺮﻭﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺬﻫﺐ ،ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﺗﻨﺪﺭﻭ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻛﻪ ﻣﺬﺍﻫﺐ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺪﻋﺖ ﻣﺘﻬﻢ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺭﺍﻩ و مسیر آنها را ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺳﻨﺖ  می دانند، ﻭ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺍﺯ ﺍﺋﻤﻪ ﺭﺍ ﺣﺮﺍﻡ ﻭ ﻧﺎﺟﺎﯾﺰ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯿ ﺪﻫﻨﺪ.

ﺍﺯ این جهت ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻏﯿﺮ ﻣﻘﻠﺪ ﻧﯿﺰ ﮔﻔﺘﻪ می شود. ﺳﻠﻔﯽ می گوید : ‏« ﻣﺎ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺳﻨﺖ ﭘﯿﺮﻭﯼ می کنیم. ‏ اما  ﻻﺯﻣﻪ ﯼ پذیرش ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ این است ﻛﻪ ﻣﺬﺍﻫﺐ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺳﻨﺖ ﭘﯿﺮﻭﯼ نمی کنند، ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺴﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺳﻨﺖ ﭘﯿﺮﻭﯼ می کنند، ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﺍﻧﺪ.

ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﯾﻦ بیان ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﯾﺒﻜﺎﺭﯼ مطرح می گردد، ﺯﯾﺮﺍ ﻛﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﻣﺬﺍﻫﺐ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺳﻨﺖ ﺩﻟﯿﻞمی گیرند. ﻟﯿﻜﻦ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺴﺎﺋﻞ، ﺣﺪﯾﺜﯽ ﻛﻪ ﺍﻫﻞ ﯾﻚ ﻣﺬﻫﺐ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ می گیرند، ﺍﻫﻞ ﻣﺬﻫﺐ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ نمی گیرند. ﺑﻠﻜﻪ ﺍﺯ ﺣﺪﯾﺚ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻟﯿﻞ می گیرند. ﭘﺲ ﭼﮕﻮﻧﻪ می توان ﮔﻔﺖ ﯾﻚ ﮔﺮﻭﻩ ﻋﺎﻣﻞ ﺑﺮ ﺣﺪﯾﺚ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺣﺪﯾﺚ ﻋﻤﻞ می کند.

ﺳﻠﻔﯽ  ها اعتقاد دارند :ﻣﺎ ﺑﺮ ﺣﺪﯾﺚ ﺻﺤﯿﺢ ﻋﻤﻞ می کنیم ﻭ ﺍﺣﺎﺩﯾﺜﯽ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻋﻤﻞ می کنید ﺿﻌﯿﻒ ﻫﺴﺘﻨﺪ ‏»

در پاسخ به این شبهه باید گفت که  ﺻﺪﻭﺭ ﺣﻜﻢ ﺑﺮ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺿﻌﯿﻒ ﺍﺳﺖ، ﻛﺎﺭ ﻣﺠﺘﻬﺪﺍﻥ ﻭ ﻣﺘﺨﺼﺼﺎﻥ ﺣﺪﯾﺚ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﻛﺎﺭ ﻋﻤﻮﻡ ﻣﺮﺩﻡ، ﯾﺎ ﻛﺴﯽ ﻛﻪ ﺳﻮﺍﺩ ﺳﻄﺤﯽ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﯾﻦ ﯾﻚ ﺃﻣﺮ ﺍﺟﺘﻬﺎﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺘﻔﻖ ﻋﻠﯿﻪ ﻧﯿﺴﺖ، ﺍﮔﺮ ﺷﺨﺼﯽ ﺣﻜﻢ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺿﻌﯿﻒ ﺍﺳﺖ، ﻫﻤﻪ ﻣﺤﺪﺛﯿﻦ ﻭ ﻣﺠﺘﻬﺪﯾﻦ ﻭ ﻋﻠﻤﺎﺀ باید ﺁﻥ ﺭﺍ ﺿﻌﯿﻒ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ.

ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﯾﻚ ﻣﺤﺪﺙ ﻭ ﻣﺠﺘﻬﺪ ﺿﻌﯿﻒ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﯾﻚ ﻣﺤﺪﺙ ﻭ ﻣﺠﺘﻬﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﺻﺤﯿﺢ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻌﻀﯽ ﻓﻜﺮ می کنند ﻭﻗﺘﯽ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻪ می شود ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﺳﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺻﺪ ﺩﺭ ﺻﺪ ﺻﺤﯿﺢ است.

ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻛﻪ گفته می شود ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺿﻌﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺻﺪ ﺩﺭ ﺻﺪ ﺿﻌﯿﻒ است . ﺩﺭ حالی که ﺍﯾﻦ برداشت ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺳﺖ .

ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻣﻘﺘﺪﺍﯼ ﺳﻠﻔﯿﺖ ﺩﺭ ﺗﺼﺤﯿﺢ ﻭ ﺗﻀﻌﯿﻒ ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﺷﯿﺦ ﻧﺎﺻﺮ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﺁﻟﺒﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﻛﻪ ﺳﻠﻔﯽ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻭﯼ ﺗﻘﻠﯿﺪ می کنند ﻭ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺑﻪ ﺍﺣﺎﺩﯾﺜﯽ ﻛﻪ ﺷﯿﺦ ﺁﻥ ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﺭﺍ ﺗﺼﺤﯿﺢ ﯾﺎ ﺗﻀﻌﯿﻒ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺣﻜﺎﻡ ﺷﺮﻋﯽ ﺭﺍ ﺛﺎﺑﺖ ﯾﺎ ﻏﯿﺮ ﺛﺎﺑﺖ ﻗﺮﺍﺭ می دهند.

ﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﻠﻤﺎﺋﯽ ﻛﻪ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺷﯿﺦ ﺁﻟﺒﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭﯼ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﺎ ﻧﻈﺮﯾﺎﺗﺶ ﻣﻮﺍﻓﻖ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺭﺩ ﻭﯼ ﻛﺘﺎﺑﻬﺎﺋﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﺎﻫﯿﺘﺶ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ .

ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻛﺘﺎﺑﻬﺎﺋﯽ ﻛﻪ ﻋﻠﻤﺎﯼ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺩﺭ ﺭﺩ ﺷﯿﺦ ﺁﻟﺒﺎﻧﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻛﺘﺎﺏ : ‏« ﻻﻣﺬﻫﺒﯿﺖ‏» ﺗﺄﻟﯿﻒ: ﺩﻛﺘﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﺳﻌﯿﺪ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﺑﻮﻃﯽ، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺍﻛﺒﺮ ﻣﻜﺮﻣﯽ. ‏«ﺍﻟﻘﻮﻝ ﺍﻟﻤﻘﻨﻊ ﻓﯽ ﺍﻟﺮﺩ ﻋﻠﯽ ﺍﻷﻟﺒﺎﻧﯽ ﺍﻟﻤﺒﺘﺪﻉ‏» ﻷﺑﯽ ﺍﻟﻔﻀﻞ ﺍﻟﺸﯿﺦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺍﻟﺼﺪﯾﻖ. ‏« ﺍﻷﻟﺒﺎﻧﯽ ﺷﺬﻭﺫﻩ ﻭ ﺃﺧﻄﺎﺅﻩ ‏» ﺑﻘﻠﻢ ﺍﺭﺷﺪ ﺳﻠﻔﯽ . ‏«ﺗﻨﺎﻗﻀﺎﺕ ﺍﻷﻟﺒﺎﻧﯽ ﺍﻟﻮﺍﺿﺤﺎﺕ ‏» ﺣﺴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﯽ ﺍﻟﺴﻘﺎﻑ ﺭﺍ  می توانﻧﺎﻡ ﺑﺮﺩ .

ﭼﻮﻥ ﻣﺮﺟﻊ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺳﻠﻔﯽ ﻫﺎ، ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺩﻛﺘﺮ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﺑﻮﻃﯽ ﻻﻣﺬﻫﺐ، ﻭ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺷﯿﺦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺻﺪﯾﻖ ﻣﺒﺘﺪﻉ، ﻭ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺍﺭﺷﺪ ﺳﻠﻔﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺗﻚ ﺭﻭﯼ ﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ، ﻭ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺣﺴﻦ ﺳﻘﺎﻑ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺗﻨﺎﻗﺾ ﮔﻮﺋﯽ ﺑﻮﺩﻩ، ﻟﺬﺍ می بینیم ﻛﻪ ﻣﻘﻠﺪﯾﻦ ﻭﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺻﻔﺎﺕ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻛﺴﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻗﻪ ﺁﺷﻨﺎﺋﯽ ﻛﺎﻣﻞ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﺷﺮﻃﯽ ﻛﻪ ﺍﻫﻞ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﺎﻣﻼ ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺩﺭﻙ می کنند .

ﺳﻠﻔﯽ ها می گویند: ‏«ﻣﺬﻫﺐ ﻣﺎ ﻣﺬﻫﺐ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﺳﺖ ‏».

در پاسخ به این ادعا می توان گفت  ﻭﻗﺘﯽ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺬﺍﻫﺐ ﭼﻬﺎﺭﮔﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺛﺎﺑﺖ ﺍﻧﺪ.

ﭘﺲ ﻣﺬﻫﺐ ﻫﻤﻪ، ﻣﺬﻫﺐ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﺳﺖ؛ ﻟﯿﻜﻦ ﻣﺬﺍﻫﺐ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﯾﻚ ﻣﺠﺘﻬﺪ ﻣﻨﺴﻮﺏ ﺍﻧﺪ، ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﺳﻠﻔﯽ ﺑﻪ ﯾﻚ ﻣﺠﺘﻬﺪ ﻣﻨﺴﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﻠﻜﻪ ﻫﺮ ﺷﺨﺼﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﯾﻚ ﻣﺠﺘﻬﺪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺣﺪﯾﺚ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺬﻫﺐ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺑﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﻘﻠﯿﺪ می کنند، ﺑﯿﺎﻥ می کند.

ﻟﺬﺍ  می بینیم ﻛﻪ ﻫﺮ ﺷﺨﺼﯽ ﺍﺯ ﻣﺠﺘﻬﺪﯾﻦ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ، ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺧﺎﺹ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻣﺠﺘﻬﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺮﻕ می کند ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﯾﻚ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ می کنم: ﺩﺭ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﯼ ﺳﻪ ﻃﻼﻕ ﺑﺎ ﯾﻚ ﻟﻔﻆ، ﺳﻠﻔﯽ ﻫﺎ ﻛﻼ ﺍﺯ ﻣﺬﻫﺐ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ‏ﭘﺲ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻣﺬﺍﻫﺐ ﭼﻬﺎﺭﮔﺎﻧﻪ ﯼ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ، ﻣﺬﻫﺐ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺭﺍ ﺗﺮﻙ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﯾﺎ ﺳﻠﻔﯽ ﻫﺎ!

ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻛﻪ ﺳﻠﻔﯽ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺑﺎ ﺻﺤﯿﺢ ﺑﺨﺎﺭﯼ ﻫﻢ ﻛﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺨﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ.
سلفی ها می گویند :« ﻣﺎ ﺳﻠﻔﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ؛ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﻼﻑ ﻭ ﮔﺬﺷﺘﮕﺎﻥ ﭘﯿﺮﻭﯼ می کنیم .اما ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﻛﻪ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﮕﺎﻥ ﭘﯿﺮﻭﯼ می کنیم  ﻣﺎ ﻫﻢ ﺳﻠﻔﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ . ﺳَﻠَﻒْ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﮔﺬﺷﺘﻪ . ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﯿﻔﺮﻣﺎﯾﺪ : ‏« ﻓﺠَﻌَﻠْﻨَﺎﻫُﻢْ ﺳَﻠَﻔًﺎ ﻭَﻣَﺜَﻠًﺎ ﻟِﻠْﺂﺧِﺮِﯾﻦَ ‏ 56 ‏[ﺍﻟﺰﺧﺮﻑ : 56 ‏] ﭘﺲ ﮔﺮﺩﺍﻧﯿﺪﯾﻢ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺬﺷﺘﮕﺎﻥ ﺩﺭ ﻋﺬﺍﺏ ﻭ ﻋﺒﺮﺗﻰ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﯾﻨﺪﮔﺎﻥ. ﻋﻼﻣﻪ ﻗﺮﻃﺒﯽ ﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ می نویسد ‏«ﻭﺍﻟﺴﻠﻒ ﺍﻟﻤﺘﻘﺪّﻡ؛ ….. ﻭﺳَﻠَﻒُ ﺍﻟﺮﺟُﻞِ : ﺁﺑﺎﺅﻩ ﺍﻟﻤﺘﻘﺪّﻣﻮﻥ؛ ﻭ ﺍﻟﺠﻤﻊ ﺃﺳﻼﻑ ﻭ ﺳُﻼَّﻑ ‏» . ﺳﻠﻒ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﮔﺬﺷﺘﻪ … ﺳﻠﻒ ﺍﻟﺮﺟﻞ ﯾﻌﻨﯽ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﮔﺬﺷﻪ ﻭﯼ؛ ‏( ﺍﻟﺠﺎﻣﻊ ﻷﺣﻜﺎﻡ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ ﻟﻠﻘﺮﻃﺒﯽ – ‏(1 / 5033‏)
ﻭﺍﮊﻩ ﯼ ﺳَﻠَﻒ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺩﺭ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺁﯾﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﻌﻨﯽ می شود، ﻛﻪ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ: ‏« ﻓَﻤَﻦْ ﺟَﺎﺀَﻩُ ﻣَﻮْﻋِﻈَﺔٌ ﻣِﻦْ ﺭَﺑِّﻪِ ﻓَﺎﻧْﺘَﻬَﻰ ﻓَﻠَﻪُ ﻣَﺎ ﺳَﻠَﻒَ ‏[ ﺍﻟﺒﻘﺮﺓ 275 : ‏]
ﻭَ ﻟَﺎ ﺗَﻨْﻜِﺤُﻮﺍ ﻣَﺎ ﻧَﻜَﺢَ ﺁﺑَﺎﺅُﻛُﻢْ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻨِّﺴَﺎﺀِ ﺇِﻟَّﺎ ﻣَﺎ ﻗَﺪْ ﺳَﻠَﻒَ ‏[ ﺍﻟﻨﺴﺎﺀ 22 : ‏]
ﻋَﻔَﺎ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻤَّﺎ ﺳَﻠَﻒَ ‏[ ﺍﻟﻤﺎﺋﺪﺓ : 95 ‏]
ﻗُﻞْ ﻟِﻠَّﺬِﯾﻦَ ﻛَﻔَﺮُﻭﺍ ﺇِﻥْ ﯾَﻨْﺘَﻬُﻮﺍ ﯾُﻐْﻔَﺮْ ﻟَﻬُﻢْ ﻣَﺎ ﻗَﺪْ ﺳَﻠَﻒَ ‏[ ﺍﻷﻧﻔﺎﻝ:38]
«ﻋﻦ ﻋِﻤْﺮَﺍﻥَ ﺑْﻦِ ﺣُﺼَﯿْﻦٍ ﺭَﺿِﯽَ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻨْﻬُﻤَﺎ ﯾَﻘُﻮﻝُ ﻗَﺎﻝَ ﺭَﺳُﻮﻝُ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺻَﻠَّﻰ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻠَﯿْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ ﺧَﯿْﺮُ ﺃُﻣَّﺘِﯽ ﻗَﺮْﻧِﯽ ﺛُﻢَّ ﺍﻟَّﺬِﯾﻦَ ﯾَﻠُﻮﻧَﻬُﻢْ ﺛُﻢَّ ﺍﻟَّﺬِﯾﻦَ ﯾَﻠُﻮﻧَﻬُﻢْ ﻗَﺎﻝَ ﻋِﻤْﺮَﺍﻥُ ﻓَﻠَﺎ ﺃَﺩْﺭِﯼ ﺃَﺫَﻛَﺮَ ﺑَﻌْﺪَ ﻗَﺮْﻧِﻪِ ﻗَﺮْﻧَﯿْﻦِ ﺃَﻭْ ﺛَﻠَﺎﺛًﺎ ﺛُﻢَّ ﺇِﻥَّ ﺑَﻌْﺪَﻛُﻢْ ﻗَﻮْﻣًﺎ ﯾَﺸْﻬَﺪُﻭﻥَ ﻭَﻟَﺎ ﯾُﺴْﺘَﺸْﻬَﺪُﻭﻥَ ﻭَﯾَﺨُﻮﻧُﻮﻥَ ﻭَﻟَﺎ ﯾُﺆْﺗَﻤَﻨُﻮﻥَ ﻭَﯾَﻨْﺬُﺭُﻭﻥَ ﻭَﻟَﺎ ﯾَﻔُﻮﻥَ ﻭَﯾَﻈْﻬَﺮُ ﻓِﯿﻬِﻢْ ﺍﻟﺴِّﻤَﻦُ ‏(ﺻﺤﯿﺢ ﺍﻟﺒﺨﺎﺭﯼ – ‏( 11 / 481‏) ﺑَﺎﺏ ﻓَﻀَﺎﺋِﻞِ ﺃَﺻْﺤَﺎﺏِ ﺍﻟﻨَّﺒِﯽِّ ﺻَﻠَّﻰ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻠَﯿْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ ﻭَﻣَﻦْ ﺻَﺤِﺐَ ﺍﻟﻨَّﺒِﯽَّ ﺻَﻠَّﻰ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻠَﯿْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ ﺃَﻭْ ﺭَﺁﻩُ ﻣِﻦْ ﺍﻟْﻤُﺴْﻠِﻤِﯿﻦَ ﻓَﻬُﻮَ ﻣِﻦْ ﺃَﺻْﺤَﺎﺑِﻪِ‏) ﻋﻤﺮﺍﻥ ﺑﻦ ﺣﺼﯿﻦ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ می فرماید: ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻣﺖ ﻣﻦ ﺍﻫﻞ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺳﭙﺲ ﻛﺴﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺰﺩﯾﻚ می شوند، ‏(ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﺎﺑﻌﯿﻦ‏) ﺳﭙﺲ ﻛﺴﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺰﺩﯾﻚ می شوند، ‏(ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﺒﻊ ﺗﺎﺑﻌﯿﻦ‏) ﻋﻤﺮﺍﻥ می فرماید: ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻛﻪ آن حضرت ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﻭ ﻗﺮﻥ ﯾﺎ ﺳﻪ ﻗﺮﻥ ﺭﺍ ﺫﻛﺮ ﻓﺮﻣﻮﺩ، ﺳﭙﺲ ﯾﻘﯿﻨﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻗﻮﻣﯽ می آید ﻛﻪ ﮔﻮﺍﻫﯽ می دهند ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﻮﺍﻫﯽ ﻃﻠﺐ نمی گردد، ﻭ ﺧﯿﺎﻧﺖ می کنند ﻭ ﺍﻣﯿﻦ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ نمی شوند، ﻭ ﻧﺬﺭ می کنند ﻭ ﻭﻓﺎ ﻧﻤﯿﻜﻨﻨﺪ، ﻭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻓﺮﺑﻬﯽ ﻇﺎﻫﺮ می شود .

‏ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯿﻞ می کنند. ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺑﮕﻮﺋﯿﻢ، ﺻﺤﺎﺑﻪ، ﺗﺎﺑﻌﯿﻦ ﻭ ﺗﺒﻊ ﺗﺎﺑﻌﯿﻦ، ﺃﺳﻼﻑ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﭼﻮﻥ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﯾﻦ ﺃﻣﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻧﺪ. ﭘﺲ شافعی،حنفی،مالکی،حنبلی،هم ازجمله ی سلفند. ﭼﻮﻥ همه ﺗﺎﺑﻌﯽ اند ﻭ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺩ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻧﻤﻮﺩﻩ اند. ﻭ همهﺩﺍﺭﺍﯼ ﻣﺬﻫﺐ ﻣﺸﺨﺼﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺗﺎﻛﻨﻮﻥ ﻛﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﺵان ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ ﻫﻨﻮﺯ ﭘﺎﺑﺮﺟﺎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺮآنها افزوده می گردد.

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

images0

جریان‌های تکفیری که اخیراً در برخی کشورهای عربی، اسلامی، افریقایی و حتی اروپایی سربرآورده و گسترش یافته‌اند، تصویری از اسلام به نمایش می‌گذارند که یک تصویر مسخ شده، دروغین و سرشار از شبهات است. و تصویری است که به ردّ بیشتر اسلام از سوی دشمنانش کمک کرده و باعث می‌شود این احساس در وجود دشمنان نهادینه شود که خودشان پاک و دینشان حق، و مسلمانان نجس و اسلام باطل است!

این‌ها، نتیجه‌ی خشونت‌ورزی، تجاوز، ویرانگری، انفجار و رعب و وحشتی است که تفکیری‌ها به راه انداخته‌اند، تکفیری‌هایی که هرگز دیدگاه کسانی را که هم‌چون آن‌ها فکر نکنند، نمی‌پذیرند. و این امر باعث شده است که غیرمسلمانان تصاویری از اسلام را در تکفیری‌ها ببینند که آن را درست‌ترین تصویر از اسلام می‌شمارند در نتیجه: بیشتر از اسلام متنفر می‌شوند و از آن انتقاد می‌کنند؛ مسئله‌ای که به انتشار تصاویر توهین‌آمیز از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، تحقیر قرآن کریم، سوزاندن قرآن‌ها و تولید فیلم‌ها و رمان‌های توهین‌آمیز به اسلام و بزرگان اسلام می‌انجامد و علاوه بر این، تحریف و مسخ تاریخ اسلام و ایجاد تردید در نهادها و مؤسسات اسلامی را در پی دارد. و هم‌چنین باعث می‌شود شبهه‌هایی درباره اسلام برانگیخته و به خداوند متعال نسبت داده شود تا از گسترش و نشر دعوت اسلامی جلوگیری به عمل آید. و این خدمت بزرگی است که تکفیری‌ها به غیرمسلمانان و دشمنان اسلام می‌کنند و لذا در امر زیان رساندن به اسلام و مسلمانان به آنان بسیار نزدیک‌اند.

1. یاری خواستن استعمارگران از تکفیری‌ها

استعمارگران بهترین یاری کنندگان خویش را در جریان‌های تکفیری به منظور تحقق اهدافشان در ضربه زدن به اسلام و تفرقه گستری و اختلاف انگیزی پیدا کرده‌اند. برای آنان چیزی گواراتر از این نیست که این کار به دست خود مسلمانان انجام گیرد و آنان به جان هم بیفتند و هم‌دیگر را نابود کنند.

کینه غرب با اسلام یک دشمنی کهن است و متفکران و فیلسوفان غرب در نوشته‌هایشان از دشمنی با اسلام سخن می‌گویند و اسلام را به تحجر، تعصب و واپسگرایی وصف می‌کنند. ارنست رنان، فیلسوف سکولاریزم، درباره اسلام می‌گوید: «در اسلام سادگی وحشت‌آور اندیشه زبان‌های سامی هست که باعث کوچک شدن مغز انسان می‌شود. و در آن هیچ روزنه‌ای به روی یک اندیشه لطیف یا یک احساس رقیق و یا یک تأمل و نگرش منطقی باز نیست». (رنان: مساهمه الشعوب السامیه فی تاریخ الحضاره)

2. تکفیر و عمیق کردن کینه دشمنان اسلام

قدرت و کینه‌ی جریان مخالفِ دشمنِ اسلام با بروز و ظهور تندروی، تکفیر و خطرهای افراط‌گرایان افزایش یافته است. برخی حوادث تروریستی، مثل حادثه قتلی که در لندن اتفاق افتاد و در آن یک جوان نیجریه‌ای مسلمان، فردی بنام جندی انگلیسی را کشت و جسدش را به تصویر کشیدو رهگذران را دعوت کرد که از آن عکس بگیرند، به این جریان مخالف و ستیزه‌جو کمک کرده است.

رفتارهایی چنین، توهین به اسلام است و این گمان را در اذهان دشمنان تقویت می‌کند که اسلام دین ستمگری، زورگویی، عقب‌ماندگی، خشونت و وحشی‌گری است و برای مبارزه با آن نیز روشی جز این وجود ندارد. از این رو شروع به حمایت، پشتیبانی و مسلح کردن گروه‌های تکفیری و جهادی کرده‌اند و به آنان یاری رسانی می‌کنند تا تیرهای زهرآلودشان را متوجه جوامع اسلامی کرده و به دست خود مسلمانان این جوامع را از بین ببرند.

پشتیبانی استعمارگران از جریان‌های تکفیری

با نگاهی به نقش سفارت‌های بیگانه و به ویژه غربی و هم‌چنین برخی شهروندان این کشورها، در کشورهایی که در آن‌ها انقلاب شده، درمی‌یابیم که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی آن‌ها در این کشورها گسترش یافته و آشکار و نهان به تحریک طرف‌های درگیر می‌پردازند و در قانون‌گذاری، برنامه‌ریزی‌ها و جهت دادن به حوادث طبق نقشه‌های پلیدشان، دخالت مستقیم می‌کنند؛ و با این نگاه، تنگناها و مخمصه‌ای را که کشورهای انقلابی یا به اصطلاح بهار عربی در آن دست و پا می‌زنند، درک می‌کنیم.

عجیب است که این کشورهای داعی دموکراسی، خود از طرف‌داران دموکراسی پشتیبانی نمی‌کنند بلکه از تروریست‌ها حمایت می‌کنند تا به سان کلنگ‌هایی باشند که اسلام را از درون منهدم می‌کنند. و دلیل آن، این سخن است که تروریست‌ها سربازان مسلمان را می‌کشند و در شهروندان رعب و وحشت ایجاد می‌کنند و مزارهای اولیا و مرقدهای انبیا را منفجر می‌کنند ولی متعرض آثار یهودیان نمی‌شوند. حال، این تکفیری‌ها ساخته و پرداخته‌ی یهود هستند یا تکیه‌گاه آن‌ها؟

1. ارتباط تکفیری‌ها با اندیشه و عقیده یهودیت

شاید تکفیری‌ها ساخته دست یهودیان باشند که با یک توافق قبلی یا تبانی پیدایش یافته‌اند و شاید هم زاییده عکس‌العمل موجود در برابر زورگویی یهودیان و استبداد صهیونیست‌ها و شکنجه و آزار مسلمانان فلسطینی توسط صهیونیست‌ها، باشند. این احتمال نیز وجود دارد که اینان به منظور رد کردن سیاست‌های نادرست امریکا و برخی کشورهای جنایت‌کار دیگر در قبال امت اسلامی، مسلئه فلسطین و کشورهای مقاومت کننده در برابر طرح توسعه‌طلبانه رژیم صهیونیستی، پدید آمده باشند؛ رژیمی که هدف آن غصب سرزمین، لگدمال کردن حیثیت، غارت ثروت و بطلان حجت‌ها و نابودی هویت و تمایز اسلامی است. همه‌ی این عوامل- اگر نگوییم که یک توافق قبلی با طرف‌های افراطی انجام گرفته است- سبب ظهور و بروز نیروهای جهادی‌ای است که هدفشان نبرد با صهیونیسم، دفاع از سرزمین، شرف و آبرو، و یاری کردن قدس است که کشورهای اسلامی تاکنون نتوانسته‌اند آن را آزاد کنند.

تمام این موارد، هدف اینان بوده است. اما در خلاف تحقق این هدف، فکر و اندیشه‌ی بیمار آنان و نقشه‌های اطلاعاتی، دخالت و یک لشکر جیره بگیر از دعوت‌گران را برای این‌ها بسیج کرده است تا اندیشه اینان را با افراطی‌گری شدید تغذیه کنند و نگاهشان را از صهیونیست‌ها برگردانده و متوجه حاکمان مسلمان و ارتش‌های اسلامی کنند و آنان را به کفر و کوتاهی در انجام وظیفه وصف کنند. سپس این امر را گسترش دادند تا هرکسی را که با ایشان اختلاف فکری دارد، به تأسّی از آنچه شیوخ فتنه‌گر و تکفیری به آنان یاد داده‌اند، تکفیر کنند. سپس این کار را توسعه دادند و به تکفیر همه هم‌کیشان خود پرداختند اما مخالفان خود را تکفیر نکردند.

2. مرجعیت قتل و کشتار در اندیشه تکفیری

تکفیری‌ها کشتن هرکسی را که تکفیر می‌کنند، ضرورت می‌دانند و آن را باعث نزدیکی به خداوند می‌شمارند! همان‌گونه که در تلمود و عقاید یهودیان آمده است. در تلمود تصریح شده است: «عادلانه است که فرد یهودی هر کافری را به دست خویش بکشد، چون هر کس خون کافری را بریزد، یک قربانی به درگاه خداوند تقدیم می‌کند» ( التلمود اسرار و حقایق، ص 151).

آیا این یک تصادف است که عقیده‌ی یهودیت با عقیده‌ی تکفیری‌های مسلمان هماهنگی و توافق پیدا کند؟ و آیا از روی تصادف است که در تلمود چیزهایی را بیابیم که قتل و کشتار میان مسلمانان را تفسیر می‌کند؟ مانند این متن تلمود که می‌گوید: «ما باید حرف اول را در میان دولت‌ها بزنیم، پس باید در میانشان فتنه‌انگیزی کنیم و آن‌ها را به جان هم بیندازیم و بترسانیم تا با هم بجنگند و ما به یک سود بزرگ دست یابیم». (نفس المصدر)

پشتیبانی‌ای که تکفیری‌ها به دست می‌آورند، به همان اندازه که بر شمار افراد و سلاحشان می‌افزاید از دانش و مردانشان می‌کاهد، زیرا اگر نیّت، صادقانه در خدمت دین بود و هدف، دعوت به سوی خدا و نشر دین و زنده کردن آموزه‌های آن هدفی صحیح باشد، این اموال فراوان به جای خریدن جنگ‌افزار، صرف تولید و نشر علم و استفاده از هوش و استعداد مسلمانان در اختراع، و کسب معرفت و سازندگی می‌شد نه ایجاد وحشت و هراس و ناامنی و ویران‌گری؛ و این اموال در حفظ جان‌ها به کار گرفته می‌شد نه در گرفتن آن‌ها؛ و در پیش‌گیری از خون‌ریزی استفاده می‌شد نه در ریختن خون و کاشتن مرگ!

شاید چیزی که باعث تشویق تکفیری‌ها می‌شود سرازیر شدن دلارهای نفتی در نتیجه‌ی افزایش قیمت نفت است؛ چیزی که به قدرتمندتر شدن جنبش تکفیر کمک رسانده است. جنبشی که بر کالبدهای اتباع ناآگاه از معارف شرعی و فاقد تقوا و انسانیت استوار است.

چیزی که باعث بدتر شدن اوضاع می‌شود، رسانه‌های مشکوک و شبکه‌های ماهواره‌ای است که در خدمت این فکر قرار گرفته‌اند. فکری که افراد کم دانش و سست ایمان آن را می‌گیرند. و با توجه به اینکه این فکر بر اساس از بین بردن عواطف و مشاعر استوار است، باعث ساکت کردن صدای عقل و از بین بردن سرزندگی وجدان و در نهایت، تعطیلی فکر می‌گردد.

3. پشتیبانی اسلامی- غربی از تکفیری‌ها

ظهور جریان‌های افراطی نشئت گرفته از بیداری اسلامی، نتیجه‌ی فعالیت رسانه‌های غربی- صهیونیستی توهین کننده به اسلام است و تلاشی به منظور سلطه یافتن بر ملت‌های مسلمان و در دست گرفتن سرنوشتشان و بازداشتن مسلمانان از به دست گرفتن زمام امورشان. هم‌چنین کوششی است در جهت پیش‌گیری از پیشرفت، توسعه و رشد ملت‌های مسلمان و جلوگیری از دست‌یابی آن‌ها به علم، تکنولوژی، اختراع و اکتشاف و جلوگیری از تحقق حاکمیت سیاسی، اقتصادی و نظامی ملت‌های مسلمان.

از جمله این تلاش‌ها، منع ایران از غنی‌سازی اورانیوم و برانگیختن فتنه‌های فرقه‌ای در میان صفوف ملت ایران و جداکردن ایران از سایر ملت‌های مسلمان، با تفرقه‌افکنی و دشمن و متجاوز نشان دادن ایران است، دشمنی که در کمین برادران خود نشسته است تا آن‌ها را در بوته و قالب فکر و اعتقاد خود که با اعتقاد و باورهای آنان سازگاری ندارد، ذوب کند. هم‌چنین از جمله‌ی این کوشش‌ها فتنه‌هایی است که امروزه در پاکستان به منظور برهم زدن ثبات آن ایجاد می‌شود تا پس از دست‌یابی به دست‌آوردهای علمی و نظامی، آن را تضعیف کنند.

حال که چنین است و دشمنان اسلام در کمین ما هستند و می‌کوشند برای ما و اسلام ما دسیسه چینی کنند و میان ما اختلاف و دعوا پدید آورند، چیزی زیان‌بارتر از اختلاف و پراکندگی و شکاف برای ما وجود ندارد. اگر متفرق شویم، ضعیف‌تر می‌شویم و شکست خواهیم خورد و ابّهت ما شکسته خواهد شد و اگر این تفرقه و شکاف ما به دست دشمنان ما صورت بگیرد، ارکان ما از درون فروخواهد ریخت و نقشه‌های دشمنان ما به دست فرزندانمان اجرا خواهد شد. فرزندانی که با ایجاد آشفتگی و بی‌ثباتی و درگیری و نفرت، بهترین هدایا را به دشمنان تقدیم خواهند کرد.

ای‌عالمان‌بی‌عمل‌مواظب‌فتوای‌دروغین‌‌خودباشید

images

امروزه مصیبتی بزرگ در میان امت اسلام افتاده است ، هر کسی برای خود در باب دین صحبت مینماید ، عوام الناس و غیر متخصصین در علوم شرعی ، ورد زبانشان شده : « من از اقوال علماء هر کدام را که راجح باشد میگیرم »!!!
در حالی که تشخیص صحیح و غلط بودن اقوال علماء و راجح و مرجوح بودنشان ، شرطش ، عالم و متخصص بودن فرد ترجیح دهنده است ، نه اینکه برای هر کسی چنین چیزی جائز باشد.و اصلا چنین کاری برای عوام الناس و غیر علماء حرام است.
قال الإمام الشاطبي رحمه الله تعالی :
«  فَاجْتِهَادُ مَنِ اجْتَهَدَ مَنْهِيٌّ عَنْهُ إِذْ لَمْ يَسْتَكْمِلْ شُرُوطَ الِاجْتِهَادِ… وَلَمَّا كَانَ الْعَامِّيُّ حَرَامًا عَلَيْهِ النَّظَرُ فِي الْأَدِلَّةِ وَالِاسْتِنْبَاطِ ، كَانَ الْمُخَضْرَمُ الَّذِي بَقِيَ عَلَيْهِ كَثِيرٌ مِنَ الْجَهَالَاتِ مِثْلَهُ فِي تَحْرِيمِ الِاسْتِنْبَاطِ وَالنَّظَرِ الْمَعْمُولِ بِهِ ، فَإِذَا أَقْدَمَ عَلَى مُحَرَّمٍ عَلَيْهِ; كَانَ آثِمًا بِإِطْلَاقٍ  ».
( الإعتصام : ص 90 ).
ترجمه :امام شاطبی رحمه الله میفرماید  « اجتهاد کسی که شروط رسیدن به درجه ی اجتهاد را تکمیل ننموده ، ممنوع و ناجائز است…و وقتی که برای فرد عامی (= غیر عالم ) حرام است که در أدله ی شرعی نظر انداخته و برای خود استنباط أحکام نماید ، و فرد مخضرم ( = نیمه عالم ) که  کسی است که  بسیاری از جهالات و نا آگاهی ها به أمور شرع  در نزدش باقی مانده ( و عالم تمام نیست ) ، چنین شخصی  نیز همانند فرد عامی ، برایش حرام است که – از ادله ی شرعی –  استنباط أحکام نموده  و رأی و نظری که بدان عمل میشود دهد ، و اگر با این اقدامش  – ندانسته – مرتکب حرامی گردید ، مطلقاً و أکیداً گناهکار خواهد بود ».
و قال الذهبی رحمه الله : «  -قال ابن حزم – :أَنَا أَتبع الحَقَّ، وَأَجتهد، وَلاَ أَتَقَيَّدُ بِمَذْهَب.
قُلْتُ:نَعم، مَنْ بَلَغَ رُتْبَة الاجْتِهَاد، وَشَهِد لَهُ بِذَلِكَ عِدَّة مِنَ الأَئِمَّةِ، لَمْ يَسُغْ لَهُ أَنْ يُقَلِّدَ، كَمَا أَنَّ الفَقِيْه المُبتدئ وَالعَامِي الَّذِي يَحفظ القُرْآن أَوْ كَثِيْراً مِنْهُ لاَ يَسوَغُ لَهُ الاجْتِهَاد أَبَداً، فَكَيْفَ يَجْتَهِدُ، وَمَا الَّذِي يَقُوْلُ؟وَعلاَم يَبنِي؟وَكَيْفَ يَطيرُ وَلَمَّا يُرَيِّش؟ ».
( سیر أعلام النبلاء : 18 / 102 ).
ترجمه :  امام ذهبی رحمه الله میفرماید « ابن حزم گفته است : من تابع حق هستم و خودم اجتهاد میکنم و مقید به مذهب خاصی نیستم .
من – ذهبی – میگویم : بله ، برای کسی که به رتبه ی اجتهاد رسیده باشد و تعدادی از ائمه ی دین شهادت به مجتهد بودن او داده باشند ، چنین کاری روا است و اصلا جائز نیست چنین شخصی تقلید کند ، همانطور که برای فقیهی مبتدی و فرد عامی ای که تمام قرآن ، یا بسیاری از آن را حفظ  نموده ، اصلاً و ابداً جائز نیست اجتهاد نماید (= باید تقلید نماید )  ،  زیرا چنین شخصی چگونه اجتهاد نماید- در حالیکه مجتهد نیست – ؟ بر چه اساسی فتاوایش را بنا نماید ؟ و چگونه پرواز کند در حالیکه هنوز  پَر در نیاورده است ؟ ».
فحسبنا الله و نعم الوکیل!! ما چقدر در حرام غرق هستیم و نمی دانیم!!! امروزه کسانی که مقداری از قرآن آگاه  هستند یا آن را حفظ دارند ، و بعضی مسائل شرعی را میدانند ، شافعی و أحمد و مالک و بوحنیفة ( رحمهم الله ) را در کثرت فتوا و تکلم در باب دین ، پشت سر نهاده اند و در مسند  ترجیح  ادله و فتوا و… قرار گرفته اند!! در حالی که هنوز از مرتبه ی عوام الناس ، خارج نشده ، و با این کارشان ، غرق در حرام و معصیت اند!!

,

خطر تکفیر و گروه های تکفیری برای جامعه و اسلام

1653efad88047cc71775486e61f38f30_xl

در زمان صدور حکم تکفیر می بایست بین اطلاق و تعیین، فرق و تمیز خاصی قائل شویم. «گاهی فعل یا سخن، کفر است؛ اما شخصی که چنین قول یا گفتاری به کار برده است، الزاما حکم کفر بر وی صادق نیست؛ تا این که حجت و دلیل محکمی آورده شود که ترک کننده آن را کافر می داند و هیچ شبهه ای در این زمینه باقی نماند و با بیّنه شرعی ثابت شود». حکم کفر، مسئله فقهی است، بدین معنا که «کفر، حکمی شرعی و مربوط به فعل مکلفین است». از این رو صدور چنین حکمی ویژه مفتیان و قضات است و هر شخصی نمی تواند حکم تکفیر صادر کند.

اساس نیوز: تکفیر به مثابه عملی که منجر به قتل و جنایت می شود از دو عامل نشات می گیرد. اول، فراتر رفتن تکفیر از سطح اندیشه به تکفیر شخص و دوم، شرایط محیطی که فرد تکفیری در آن رشد می کند.

تکفیر از ریشه کفر به معنی اعتقاد نداشتن یا انکار خدا و پیامبر و انکار ضروریات دین است و معنی آن نیز نسبت دادن کفر به کسی می باشد. قرآن و حدیث بر این مطلب شهادت می دهد که هرکس شهادتین را گفته باشد، مسلمان است وکسی حق ندارد او را کافر بداند؛ مگر اینکه حجت بر او تمام شده باشدکه این امر نیز تنها از عهده عالمان و مفتیان دین بر می آید.

تکفیر در صدر اسلام به وجود آمده و همچنان نیز در گروه های مختلف ادامه دارد. این دو جریان تاریخی، هر چند اندیشه اشان با هم متفاوت، اما شیوه عمل آنان یکسان است. هر دوی این جریانات، حاکمان خود را تکفیر و دعوت به شورش بر ضد آنها می کنند. در حالیکه اسلام به شدت درباره تکفیر مسلمانان هشدار داده است و علما نیز گفته اند: «نباید کسی را تکفیر کرد مگر با دلایل قطعی آشکارتر از خورشیدی که در روز می تابد». چرا که تکفیر سبب تفرقه، گمراهی، اهمال و تحریف مقاصد شریعت و مانع نشر اسلام می شود. بنابراین لازم است که خطر تکفیر برای همه امت اسلامی گوشزد شود و به امت اعلام شود که تکفیر نتیجه توطئه دشمنان است. همچنین برای جلوگیری از رواج تکفیر می بایست به بررسی مجدد عقاید و فقه همت گماشته و اعتدال را بر پایه مشترکات مسلمانان در جامعه ترویج کرد.

عده ای تلاش می کنند حوادثی چون آشوب، فتنه و درگیری میان مسلمانان را که هم اکنون در کشورهای اسلامی به وجود آمده، به مسائل اجتهادی ربط دهند که اجتهاد در آن مجاز نیست و برخی این مشکلات را در زمره مسائل اختلافی اجتهادی می دانند که اختلاف در آن ها روا نیست و این امر منجر به افزایش اختلافات، تفرقه و ویرانی بیشتر شده است.

صدور حکم تکفیر بر علیه گروه ها یا افراد، تنها مختص خداوند است و نیروی خود را از شریعت اسلامی می گیرد، بنابراین حکم آن تنها بر اساس مقیاس شرعی که متکی به کتاب و سنت پیامبر (ص) باشد، مترتب می گردد. این سخن، تنها درباره کسی مقبول است که طبق دلیل شرعی کافر شمرده شود و این دقیقا عکس اقدامی است که خوارج به محض اختلاف در دیدگاه و فهم خود نسبت به تکفیر اهل قبله انجام دادند یا معتزلی ها که حکم بر ماندگار بودن فاسق در آتش داده اند؛ زیرا شخص مومن زمانی که گناهان زیادی انجام دهد، حتی در صورتی که از دنیا برود در حالی که توبه نکرده باشد، تکفیر نمی شود و در صورتی که با توحید و اخلاص بمیرد، تصمیم آن با خداست.

همچنین شخص عاقل نباید به مجرد مخالفت کسی با نظرات وی و یا روبه رو شدن با اندیشه هایی که به سادگی حکم به تکفیر مسلمانان می کنند، کسی را تکفیر کند؛ مگر این که ادله آشکاری داشته باشد. خداوند فرموده: «ولاتقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومنا» (نساء /94). ترجمه: «و به کسی که نزد شما اظهار اسلام می کند نگوئید تو مومن نیستی». در این آیه خداوند ما را از تکفیر کسی که بر ما اظهار اسلام می کند، نهی کرده است. حال بر طبق سخن پیامبر که فرموده: «هر کس لا اله الا الله گوید، داخل بهشت خواهد شد»، حکم او چگونه خواهد بود؟

در زمان صدور حکم تکفیر می بایست بین اطلاق و تعیین، فرق و تمیز خاصی قائل شویم «گاهی فعل یا سخن، کفر است؛ اما شخصی که چنین قول یا گفتاری به کار برده است، الزاما حکم کفر بر وی صادق نیست؛ تا این که حجت و دلیل محکمی آورده شود که ترک کننده آن را کافر می داند و هیچ شبهه ای در این زمینه باقی نماند و با بیّنه شرعی ثابت شود».

حکم کفر، مسئله فقهی است، بدین معنا که «کفر، حکمی شرعی و مربوط به فعل مکلفین است». از این رو صدور چنین حکمی ویژه مفتیان و قضات است و هر شخصی نمی تواند حکم تکفیر صادر کند.

گروه های تکفیری مدعی اسلام

مسلمانان را کافر و مشرک می خوانند و جنایات بسیار زشت و خشونت آمیزی را نسبت به مسلمانان روا می دارند. حال آنکه هیچ یک از این رفتارها با اسلام سازگار نیست. چرا که اسلام، دین رافت، رحمت و دوستی است. و رفتارهای خشونت آمیز گروه های تکفیری از اصل رافت اسلامی به دور است.

موضوع «کافر دانستن دیگران»، جریانی است که وحدت جامعه دینی را تهدید می کند و به راستی جامعه اسلامی را با شکاف هایی عمیق مواجه می سازد.  تکفیر، با روح دعوت که قرین مهربانی و شفقت است، تناقض فراوان دارد.

بحث تکفیر، سالیان متمادی ذهن علما و اندیشمندان را به خود مشغول ساخته و تکفیرکردن همدیگر دامنگیر بسیاری از جوانان دعوتگر در عصر کنونی شده است. این اندیشه تا آنجا گسترش پیدا کرده است که آنان حاضر نیستند حتی با برادران عقیدتی و فکری و با علمای خود در یک صف نماز بگزارند.

پیامبر اکرم (ص) امتش را از افراط و کناره گیری بر حذر داشته است. در روایتی از ابن عباس نقل شده است که: «ایاکم والغو فی الدین فانما اهلک من کان قبلک الغلو فی الدین». ترجمه: «برشما باد احتیاط از غلو، که همانا زیاده روی در دین، پیش از شما بسیاری را به هلاکت افکنده است».

از حضرت ابن مسعود نیز روایت شده است که آن حضرت فرمود: «هلک المتنطعون، هلک المتنطعون، هلک المتنطعون». ترجمه: «همانا افراط کنندگان هلاک شدند، همانا افراط کنندگان هلاک شدند، همانا افراط کنندگان هلاک شدند». این تکرار، دلیلی جز بزرگی خطر و تاکید بر مضمون ندارد و در حقیقت، همین غلو بوده است که جوانان پاک و مخلص و غیرتمندان دینی را واداشته است تا مخالفین خود –هر چند از میان مسلمانان- را تکفیر کنند و مال و خونشان را مباح بدانند. همین موضوع است که پیش از این، دامنگیر خوارج شده بود. از همه بدتر، آنان قصد ریختن خون حضرت علی (رض) را داشتند.

خوارج در تعبّد و عمل هیچ نقصی نداشتند و حتی روزها را با روزه داری و شب ها را با شب زنده داری می گذراندند، بسیار قرآن می خواندند و جان خود را در راه خدا فدا می کردند، چنانکه ابوحمزه شادی آنان را این چنین توصیف کرده است. ولی این رفتار، یعنی زیادی عبادت و حسن نیت شان نفعی به آنان نرساند، زیرا آنان غیر راه مستقیم را در پیش گرفته بودند و اگر کسی در مسیری «گم شده» حرکت کند، یقینا حرکت او به گمراهی و به دور شدنش از هدف، می افزاید.

از نشانه های مشخصه آنان این است که «یدعون اهل الاوثان و یقتلون اهل الاسلام». یعنی «آنان را می بینید که مشرکین را رها می کنند و مسلمانان را می کشند». چنانکه می توان به کم اندیشی، سطحی نگری و ژرف نیاندیشی آنان در فهم قرآن اشاره داشت. آنجا که می فرماید: «یقراون القرآن لایجاوز حناجرهم او تراقیهم». یعنی «قرآن می خوانند، در حالی که از حنجره ها و سینه هایشان پایین نمی رود».

هر انسانی با اقرار به شهادتین، شهادت به این که «لا اله الا الله و ان محمد رسول الله» مسلمان می شود. پس اگر کسی با زبان خویش عبارت فوق را اقرار کرد، مسلمان می شود و احکام مسلمین در خصوص او جاری می گردد و اگر قلبا کافر هم باشد، به ما دستور داده شده است که به ظاهر حکم کنیم و اسرار نهانی را به خداوند واگذاریم.

پیامبر اکرم (ص)، اسلام کسی را که به شهادتین اقرار می کرد، می پذیرفت و منتظر فرا رسیدن وقت نماز، پرداخت زکات یا روزه ماه رمضان نمی ماند تا این که این فرایض را ادا کند؛ بنایراین، حکم اقرار به شهادت برای ایمان آنها کافی بود.

بخاری و دیگر محدثین روایت کرده اند که اسامه بن زید مردی را که هنگام جنگ به «لااله الا الله» اقرار کرده بود، کشت. سپس رسول خدا (ص) او را به بدترین وجهی مورد سرزنش قرار دادند و فرمودند: «آیا پس از این که گفت لا اله الا الله او را کشتی»؟ اسامه گفت: «از ترس شمشیر آن را گفت». رسول خدا فرمودند: «آیا قلبش را شکافتی»؟ و در برخی روایات آمده است: «روز قیامت در قبال لا اله الا الله چه خواهی کرد»؟

بر اساس حدیثی که از حضرت ابوهریره مرویست، آن حضرت فرمودند: «به من دستور داده شده است تا زمانی با مردم به جنگ بپردازم که لا اله الا الله بگویند، که به محض گفتن آن، خون و مال آنان از تعرض مصون خواهد ماند؛ مگر آن که از لحاظ شرعی مستحق از بین رفتن باشند». مسلم نیز چنین روایت کرده است که: «تا به لا اله الا الله و آنچه بر من نازل شده است ایمان آوَرَد». مراد از مردم در احادیث مذکور، مشرکین عرب هستند.

از حضرت عباده بن صامت (رض) روایت شده است که رسول خدا (ص) فرمودند: «اگر کسی گواهی بدهد که خدایی جز خدای یگانه وجود ندارد و هیچ شریکی برای او نیست و حضرت محمد (ص) و همچنین عیسی (ع) بنده و فرستاده او هستند و این که بهشت و جهنم حق اند، خداوند در هر صورت، صاحب هر عملی که باشد، وی را وارد بهشت خواهد کرد».

از حضرت ابوذر مرویست که گفت: «نزد رسول خدا (ص) رفتم فرمودند: هر بنده ای که بگوید لا اله الا الله، سپس در حالی که به آن معتقد باشد بمیرد وارد بهشت می شود».

در صحیح مسلم از طریق حدیث صنابحی از عباده (رض) مرویست که از رسول خدا شنیدم، می فرمود: «چون کسی به لا اله الا الله و ان محمد رسول الله گواهی بدهد، خداوند آتش را بر او حرام کرده است».

و احادیث در این باب بسیار است که صراحتا دلالت بر این که شهادت موجب ورود به بهشت و نجات از آتش جهنم می شود، دارد و مراد از ورود به بهشت آن است که حتما وارد آن خواهد شد، اگر چه در نهایت وپس از عذابی که مستحق آن است، صورت پذیرد.

مراد از نجات از آتش هم همین است. نجات از جاودان ماندن در آن، مفهومش جز این نیست.

سود صدها میلیون دلاری اروپا از ارسال اسلحه برای تروریست‌های داعش

2080933

صادرات تسلیحاتی بلغارستان در سال ۲۰۱۳ حدود ۲۰۰ میلیون یورو بوده اما این عدد در ۲۰۱۵ به ۶۴۲ میلیون یورو و در سال ۲۰۱۶ میلادی به حدود ۱ میلیارد دلار رسیده که بزرگترین مشتری آن ارتش سعودی است!

به گزارش سرویس دفاع و امنیت مشرق، عبارتی طنزآلود در بین کارشناسان نظامی وجود دارد که می گوید “سلاح های کشتار جمعی واقعی، تسلیحات انفرادی هستند”، چراکه اگر مقایسه ای میان تعداد افراد کشته شده به وسیله تسلیحات سبک و تسلیحات کشتار جمعی در سالهای اخیر بشود، به راحتی می توان تشخیص داد که تسلیحات انفرادی نقش بسیار بیشتری در به قتل رساندن انسان ها داشته اند. برای تولیدکنندگان اصلی این سلاح های به واقع کشتارجمعی نیز، بی توجهی افکار عمومی و نهادهای بین المللی به حجم تولید و تبادل این تجهیزات در دنیا نیز یک حسن محسوب شده و در مواقعی حساس چون حمله همه جانبه به یک کشور مظلوم چون یمن، بیش از هر زمانی خود را نشان می دهد.

پول های سعودی و تسلیحات بلغاری برای کشتار مردم سوریه و یمن

جنگ در سوریه و یمن، مدت زمانی طولانی است که ادامه دارد و همچنان در اخبار و تصاویر مخابره شده از این دو کشور، شاهد ادامه ارسال سلاح ها به دست برخی نیروها هستیم. عربستان سعودی به عنوان یکی از مهم ترین حامیان جریانات تروریستی ضد دولت در سوریه، نقش بسیار مهمی در مسلح کردن این گروه ها بر ضد دولت بشار اسد دارد. اما در این جا یک نکته قابل توجه است: با توجه به اینکه سلاح های سازمانی ارتش عربستان حتی در بخش سبک نیز عمدتا غربی هستند، اما چرا در نبردهای سوریه و یمن عمدتا شاهد استفاده از تسلیحات سبک با تفاوت های مهم در مقایسه با سلاح های ارتش سعودی هستیم؟

اینجاست که داستان خط ترانزیتی سریع و مرگبار بین شرق اروپا و عربستان مطرح و برجسته میشود. در زمان شوروی سابق، در بسیاری از کشورهای شرق اروپا که همپیمانان مسکو محسوب می شدند خط تولید تسلیحات سبک مثل تفنگ های سری AK ، تیربارهای سری PK ، راکت اندازها و نارنجک اندازهای مختلفی ایجاد شده و این کشورها در این بخش ها عمدتا خودکفا بودند. بعد از فروپاشی شوروی سابق نیز این صنایع نظامی به جای مانده از جمله منابع کسب درآمد برای این کشورها بود. عدم نظارت دقیق، مشکلات اقتصادی و البته پول نقد شیوخ حاشیه خلیج فارس، همه و همه عواملی هستند که باعث شدند سیل تسلیحات ساخت کشورهای اروپای شرقی از جمله بلغارستان به سمت خاورمیانه سرازیر شود.

طق نقشه در نظر گرفته شده، پل هوایی و دریایی برقرار شده بین کشورهای شرق اروپا و عربستان سعودی، انتقال حجم گسترده سلاح ها را به عهده دارد. در این میان همه چیز از سلاح های هجومی تا راکت های سری گراد به منطقه مورد نظر منتقل می شود. اسناد و بررسی ها نشان می دهد شهر بندری جده از جمله مقصدهای هوایی و دریایی هواپیماها و کشتی هایی است که حامل سلاح هستند. مناطقی در کشور اردن و همچنین امارات متحده عربی از جمله دیگر مقاصد حمل سلاح از اروپای شرقی به خاورمیانه هستند.

برای فهم بهتر سود آوری این ماجرای برای طرف بلغاری به این اعداد دقت کنید. در سال ۲۰۱۳ میلادی میزان صادرات تسلیحاتی کشور بلغارستان در حدود کمی بیش از ۲۰۰ میلیون یورو بوده است. این رقم در سال ۲۰۱۴ میلادی ناگهان به عدد ۴۰۰ میلیون یورو می رسد که افزایشی دو برابری در یک سال را نشان می دهد. این عدد در سال ۲۰۱۵ میلادی به ۶۴۲ میلیون یورو و در سال ۲۰۱۶ میلادی به حدود ۱ میلیارد دلار رسید.

برای نمونه نکته جالب اینجاست که در سال ۲۰۱۴ میلادی، گزارش رسمی دولت بلغارستان حاکی از فروش ۸۵ میلیون یورو سلاح و مهمات به عربستان سعودی است. البته مشخصا در هیچ بخشی از ارتش عربستان سعودی، سلاح های بلغاری تا به امروز مشاهده نشده اند و مشخص می شود ارتش سعودی این حجم از سلاح را برای ارتش یا نیروهای انتظامی خود این کشور خریداری نکرده است. بر اساس گزارش سازمان ملل در سال ۲۰۱۴ میلادی ۲۸۷ قبضه تیربار سبک و ۱۲۰ قبضه تفنگ ضد تانک SPG-۹ از بلغارستان به عربستان سعودی صادر شده است.